به جغد گفتند: کبوتر را بکُش!

عنایت

درست هشت سال از شهادت منادی صلح و آزادی استاد برهان الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی افغانستان و رئیس جمهور اسبق می گذرد. طی این هشت سال مردم انتظار داشتند، سر نخی در یابند تا عاملان و حامیان اصلی رویداد المناک مرگ استاد، شناسایی و در نهایت محاکمه شوند. با گذشت هشت سال مشخص نه‎شد و این زار سر بسته هنوز درهالۀ ابهام باقی مانده است. هرچند مردم افغانستان می دانند که کی‌ها و چه جریان هایی مخوف پشت پروژۀ آدم کشی در افغانستان و منطقه  قرار دارند، اما خوب بود، کمیته های تعیین شده این عرصه ها، به مردم پاسخ می گفتند.

در حالی که چهره های این جنایت پیشه ها، با گذشت هر روز  افشا می شود، اما انگار جریان ترور و کشتن را پایانی نیست. در این جزیرۀ خون و دود هر روز نخبه‌گان، متنفذین، فرماندهان، جوانان، اعم از زن و مرد در صفوف نیروهای امنیتی و بیرون از آن ها سر به نیست می شوند. حکومت ها صرف با محکوم کردن ها اکتفا می کنند و بس، طی ۱۸ سال اخیر سران حکومت برای یک بار هم، صادقانه نامده و به مردم از آدرس رسمی و ثقه نگفتند که ملت ما را کی ها دارند می کشند، چه باید شود و آینده چگونه است.؟ هر که آمد به مردم وعدۀ بهشت داد وقتی به ارگ راه یافت، به حامیان اصلی باندهای ترور و وحشت تبدیل شدند. یکی قاتلان را برادر خواند و دیگری مخالفان سیاسی.

دراین طرف قضیه پس از استاد، خلف و اراکین  تصمیم گیرندۀ جمعیت نیز این موضوع را هیچ گاهی به اعضای جمعیت اسلامی و جوانان جمعیت و آنانی که به نحوی ارادت به استاد شهید داشتند، در میان نه گذاشتند و رمز کشایی نه نمودند. ممکن خیلی ها بگویند که خوب این دیگه چه فایده داشت؟، من می گویم آگاهی از مسایل پیرامونی، شناخت دوست و دشمن در چشم انداز کلان سیاسی، کارگذار و مدیران آینده را قادر به اتخاذ تصامیم سنجیده شده و راهبری می سازد.

استاد شهید با شخصیت منحصر به فردی که داشت، ریاست شورای عالی صلح را در دشوار ترین لحظات سیاسی افغانستان به عهده گرفت. او با درک عمیقی که از قضایایی داخلی، شناخت منطقه و جهان داشت، آگاهانه این بار عظیم را بدوش کشید و خطر را پذیرفت. او می دانست که خاموشی و بی تفاوتی در برابر آنچه در کشور می‌گذرد، جفا و گناه است. به منتقدان داخلی خود نیز این موضوع را تفهیم نموده بود.

استاد شهید بر مبنایی آموزه های دینی آگاهانه خطر را پذیرفت و تا آخرین نفس هایش برای تأمین صلح تلاش نمود. سفرهای بیرونی و داخلی او مبین این است که این فقیه ربانی برای تأمین صلح، سیع بلیغ و تلاش های خسته‎گی ناپذیر نمود. سنگ بنای آن تلاش ها بود که برخی ها به پروسۀ صلح پیوستند و مردم افغانستان طی روزهای اخیر امیدوار بودند، تا صلح به کشور برگردد. اما تصامیم نا معقول طرفین برای مدت نا معلومی پروسه را ضربه زد و انتظار می رود با شروع مذاکرات بین الافغانی بار دیگر همای صلح خواهی به پهنای آسمان نیلگون مملکت به پرواز درآید.

استاد شهید زمانی در منزلش مورد حملۀ تروریستی قرار گرفت که می خواست قاصد صلح را که در حقیقت یک جغد شوم بر آمد، به آغوش بگیرد. این جغد تبهکار و قاتل شریف ترین مرد روی زمین، مدتی را در مهمان خانه های امنیت ملی گذراند و سپس به تدریج به ملاقات کبوتر صلح رفت و آن را در نخستین دیدار پرپر ساخت. مرگ استاد اما و اگرهای را بر انگیخت. در آن زمان مرحوم شیخ آصف محسنی یکتن از رهبران جهادی و کسی که با استاد نزدیک بود، گفت من رازهای سر به مهری را می دانم که منجر به شهادت استاد ربانی شده است. پس از آن، آن شیخ بزرگوار هیچ گاهی از این رازها پرده برنداشت و معلوم دار کسانی بودند در داخل که او را نیز مسکوت ساختند و نگذاشتند رازهای پنهانی را که ممکن است، استاد به او، به عنوان دوست در میان گذاشته بود، واضح سازد.

مردم ما خوب می دانند که قاتل استاد از آن سوی مرزها درست رهبری شد و در داخل حلقاتی بودند که از او  و عمامۀ نحس به ظاهر سفید و در حقیقت سیه‌ترین و کثیف‌ ترین دستار تاریخ، در پستو و نهان خانه‌های مخوف رمز آلود محافظت کردند.

این حلقات در سال های  اخیر چه جنایت ها و ترورهای نبود که انجام ندادند؟. در تازه ترین مورد گفته می شود که  قتل جنرال نذیرمحمد نیازی، شهردار فیض آباد نیز با دستان ناپاک همین حلقاتی داخلی صورت گرفته است.

من شاهد بودم و باری از استاد شهید شش ماه پیش از شهادتش در پغمان شنیدم، استاد در یک جمع کلان سخن می گفت. تازه از یک سفر بیرونی برگشته بود. پیرامون صلح و جنگ جاری، صحبت های مفصل داشت. وی گفت آوردن صلح در کشور بسیار ساده نیست، ریشه های این جنگ چندین دهه، بسیار پیچیده شده است. طرف های صلح، صرف دولت و طالب نیستند. طالبان به شدت وابسته به بیرون اند و اگر کسانی در میان آنان تمایلی به صلح پیدا کند، زندانی می شوند. استاد شهید از ملا برادر نیز در آن سخنرانی یاد کرد و مثال زد. وحید مژده باری از زبان استاد نقل به مضمون نمود که استاد گفته بود، خواست پاکستان از افغانستان خلاصه به ختم منازعۀ مرز دیورند، قطع ارتباط به هندوستان و عدم مهار آب ها نمی گردد، بلکه خواست این کشور بزرگتر است و آن این که جز تسلیمی و مضمحل شدن این کشور در بطن پاکستان.  حالا جدا از پاکستان، کشورهای زیادی در قضایای صلح و جنگ افغانستان دخیل اند، برای این است که صلح در آفغانستان به یک آرزوی دست نیافتنی در کوتاه مدت تبدیل شده است.

نوشته‌های مرتبط


Top