استاد شهید شخصیت محبوب‎القلوب و تکرار ناشدنی در کشور

عبدالعلی‎کوهی/ استاد دانشگاه کابل

هشت سال از شهادت جان‎گداز پروفیسور برهان الدین ربانی نخستین رئیس جمهور دولت اسلامی افغانستان, رهبر جهاد و مقاومت و شهید صلح کشور می گذرد. اما جاذبه رهبری و شخصیت استاد در اذهان روشنفکران دینی و مبارزان راه حق و عدالت عجین می باشد. استاد در دوران جهاد و مقاومت یک چهره مرکزی و محور همه مقاومت گران و جهاد گران در کشور بود. وی فریاد های مظلومانه ما را به جهانیان رسانید و از خطری که افغانستان را در حلقوم خود فرو می برد با زبان, قلم و با مبارزه مسلحانه هشدار می داد. استاد از زمره رهبران نهضت های اسلامی جهان بود و در میان رهبران اسلامی جهان جای و مقام خاص داشت.

او در مجامع مختلف بین المللی و گردهمایی های نخبه‎گان اسلامی شرکت می ورزید و خطری که افغانستان و دنیای اسلام را تهدید می نمود, هشدار می داد. او همواره در راس رهبران جهادی افغانستان به کشورها سفر می نمود و داعیه بر حق استقلال طلبی افغانستان را به جهانیان می رسانید؛ طوری که در سفرش به امریکا و روسیه دو ابر قدرت بزرگ جهان، نقش رهبری را در مذاکرات به‎دوش داشت.

استاد شهید نه تنها رهبری جهادگران و مقاومت‎گران را به دوش می کشید, بلکه همواره با مردم بود و در سخت ترین شرایط به دیدار مردم می رفت. او دوست جوانان, دانشمندان و نیازمندان بود. هیچ رهبری در افغانستان به مثابه استاد شهید پایۀ مردمی نداشت. خانه و دفتر وی محل تجمع اقوام مختلف کشور بود.

استاد از مسجد و منبر  به مبارزه آغاز کرد و نخستین رئیس دولت اسلامی افغانستان گردید و افغانستان را از تجاوز آشکار کشورهای همسایه نجات داد. استاد اعتماد به نفس داشت و در حالت های دشوار و بحرانی شجاعانه از داعیه بر حق افغانستان دفاع می نمود و افکارش به یک دژ محکم تسخیر ناپذیر در برابر دشمنان کشور تبدیل گردیده بود. استاد افراط و تفریط, غوغا و هیاهوی بی مورد را خوش نداشت. او آرام, مطمئن و با فروتنی و محبت با مردم رو به رو می شد و به سخنان طیف های مختلف جامعه گوش می داد و دشمن خود خواهی, تکبر, تعصب و خود بزرگ بینی بود. او را دوست می داشت و همه او را دوست می داشتند.

وقتی جهان به سخنان استاد تمکین نمود که طالبان براین سرزمین یورش بردند و خطر بزرگی را به اروپا, امریکا و کشور های دیگر به وجود آوردند. استاد یک چهره اصلاح طلب و طرفدار مشارکت اقوام در رهبری کشور بود. او جنگ و صلح هردو را مشروع می دانست؛ زیرا هردو را از دستورات الهی می دانست که در برابر ظلم و تجاوز باید رزمید و درصورت تمایل طرف منازعه باید به صلح گذشت.

استاد ربانی در برابر تجاوز اتحاد شوروی با تمام قوت مبارزه کرد و در پایان حیات سیاسی اش برای تامین صلح تلاش نمود و به صفت رئیس شورای عالی صلح تمام نیرو اش را به خرچ داد تا در کشور ثبات بر قرار گردد. او هیچ گاه از منافع ملی کشور کوتاه نیامد و به جهان اسلام همواره هشدار می داد که خطر در راه است, باید توطئه ها را خنثی کرد تا حادثه شکل نگیرد و فاجعه به بار نیاورد.

او هیچگاه به دنبال قوم و زبان نرفت و همواره واقع بین بود. استاد نه تنها رهبر جمعیت بود, بلکه او به مثابه یک رهبر ملی عمل کرد و در چارچوب تشکیلات جمعیت اسلامی محدود نماند. او طرفدار شعار های سیاسی نبود و با تمام جرئت تصمیم سیاسی می گرفت و با کشور ها مستقلانه تعامل سیاسی می نمود. او به خط و نشان کشور ها در مورد افغانستان بی اعتنا بود. شناختی که من از استاد دارم, او افراط گرایی را برای افغانستان و دنیای اسلام مصیبت‎بار می دانست. او کتله های افراط گرا را که به نام اسلام مردم را می کشتند یک بدنامی برای اسلام می خواند.

استاد هیچ گاه طرفدار جنگ نبود و جنگ را مخالف طبیعت انسانی می دانست و در فرهنگ اسلامی جنگ زمانی لازم می افتد که راه های دیگر به بن بست رسیده باشد. از نظر استاد آوردن صلح فقط وظیفه دولت نیست, بلکه تامین صلح وجیبه همه مردم است.به امید روزی که این خواسته های استاد تحقق پذیرد و مردم در سایه صلح و ثبات زنده‎گی کنند.

نوشته‌های مرتبط


Top