ما هنوز اندر خم یک‎کوچه‎ایم!

بعد از هفت دور مذاکرات میان طالبان و زلمی خلیلزاد نمایندۀ وزارت خارجۀ امریکا برای صلح افغانستان و مذاکرات بین الافغانی در قطر، زلمی خلیلزاد عازم چین شد تا در نشست سه جانبه میان روسیه، چین و امریکا شرکت نماید. این کار خلاف روال معمول بود که خلیلزاد بعد از هر نشست با طالبان به کابل می آمد و مقامات دولت افغانستان را در جریان پیشرفت مذاکرات قرار می داد.

 بعد از نشست سه جانبه میان روسیه، امریکا و چین در ماسکو، قرار بود بیجنگ میزبان نشست بعدی باشد اما چین خواهان شرکت پاکستان در این نشست بود. از آنجا که روسیه هم می خواست در صورت قبول پاکستان به عنوان عضو این نشست، ایران هم باید مجال شرکت در آن را بیابد، نوعی اختلاف به میان آمد و در نتیجه، چین که باید میزبان دور سوم می بود، این نشست را به تعویق انداخت.

کشمکش های میان امریکا و ایران در خلیج فارس موجب شد تا فدراسیون روسیه از بیم خرابی روابطش با کشورهای عرب خلیج فارس، از تاکید خود برای شرکت ایران در نشست سه جانبه دست بردارد و در نتیجه نشست سه جانبه در بیجنگ با شرکت پاکستان دایر شد. با این تفاوت که به نمایندۀ روسیه گفته شد این نشست ۳+۱ خواهد بود و نمایندۀ پاکستان در تمام نشست ها شرکت نخواهد داشت. اما به هرحال، شرکت حتی نمادین پاکستان در نشست میان سه قدرت بزرگ در مورد افغانستان، موفقیتی برای اسلام آباد بود  که حکومت افغانستان هیچ عکس العملی به آن نشان نداد و دستگاه دیپلوماسی ما حتی این صدا را بلند نکرد که چرا در غیاب افغانستان، از پاکستان در چنین نشست مهمی در مورد افغانستان دعوت به عمل می آید و در مورد آیندۀ افغانستان با این کشور مشورت صورت می گیرد.

دیپلوماسی پاکستان اینست تا در مسایل صلح افغانستان نقش داشته باشد و با نشان دادن توان خود در حل معضل جنگ افغانستان، از امریکا امتیاز بگیرد. تلاش های مکرر عمران خان از آغاز به قدرت رسیدن به عنوان صدراعظم پاکستان این بوده تا اهمیت نقش پاکستان در این مسئله را برجسته سازد و با این بهانه، مجال دیدار مستقیم با دونالد ترامپ را بدست آورد.

در کنار استفاده از گزینۀ دوستی با چین که برای این کشور فرصت شامل شدن در مذاکرات سه جانبه میان قدرت های بزرگ را فراهم آورد، عمران خان تلاش داشت تا دیدار رسمی با ترامپ داشته باشد اما وزارت خارجۀ امریکا به این خواست پاکستان جواب مثبت نمی داد.

عمران خان از راه دیگری وارد بازی دیپلوماتیک شد تا با ترامپ دیدار نماید. او از شهزاده محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی تقاضا کرد تا در این رابطه پاکستان را یاری دهد. به نوشتۀ مطبوعات پاکستان، شهزاده محمد دوستی شخصی با جرارد کوشنر داماد دونالد ترامپ دارد. در اینجاست که می بینیم دلیل اینکه شخص عمران خان در سفر شهزاده محمد به پاکستان شخصا پشت فرمان موتر حامل شهزاه محمد نشست و وظیفۀ راننده‎گی موتر وی را به عهده گرفت، چه بود؟! او توانسته بود در دل شهزاده جایی برای خود اختصاص دهد که چند ماه بعد در تدارک دیدار وی با ترامپ موثر افتاد.

جرارد کوشنر که درعین حال مشاور دونالد ترامپ نیز می باشد، به تقاضای شهزاده محمد جواب مثبت داد و زمینۀ دیدار میان عمران خان و ترامپ را در قصر سفید مساعد ساخت درحالی که وزارت خارجۀ امریکا رسما درجریان این دیدار قرار نداشت.

پاکستانی ها که می دانستند مسئلۀ پایان جنگ در افغانستان در محراق توجه قصر سفید است، برای جلب توجه ترامپ، موضوع مذاکرات را طوری عنوان نمودند که مهمترین موضوع بحث میان دوطرف در این دیدار، مسئلۀ افغانستان است درحالی که موضوع اصلی و مهم برای پاکستان، رفع تحریم ها علیه این کشور و ادامۀ کمک امریکاست.

باید اعتراف کرد که پاکستانی ها در بازی های دیپلوماتیک واقعا استادانه عمل می کنند!‏ جنرال قمر جاوید باجوه لوی درستیز پاکستان نیز سفر رسمی خود به امریکا را با سفر عمران خان همزمان ساخت تا به اهمیت این دیدار بیافزاید.

عمران خان در دیدار با ترامپ گفت که قبلا می خواستم با طالبان ملاقات کنم اما به دلیل مخالفت دولت افغانستان از این کار صرف نظر کردم. “اشارۀ او به جریانات چند ماه قبل بود که پاکستانی ها اعضای دفتر سیاسی طالبان در قطر را برای مذاکره به اسلام آباد دعوت نمودند اما حکومت افغانستان به این دلیل که نام اعضای دفتر در لیست سیاه سازمان ملل متحد قرار دارد، به شورای امنیت سازمان ملل از پاکستان شکایت کرد که در نتیجه این دیدار لغو شد.”

عمران خان گفت اما زمانی که از امریکا برگردم، با طالبان دیدار خواهم داشت و از آن ها خواهم خواست تا با دولت افغانستان به مذاکره بنشینند.

به نوشتۀ رسانه های پاکستانی، عمران خان به ترامپ وعده داده است تا دو گروگان امریکایی که نزد طالبان اسیر اند، آزاد گردند. همچنان عمران خان در مورد رابطۀ صلح و انتخابات در افغانستان ظریفانه مطلبی را عنوان کرد که می تواند مخالفت با انتخابات مطابق به خواست حکومت افغانستان باشد؛ او گفت که انتخابات افغانستان باید همه شمول باشد و طالبان نیز باید در آن فرصت شمول داشته باشند.

مشخص است که تا زمانی که برنامۀ صلح میان امریکا و طالبان نهایی نشده است، طالبان حتی حاضر به قبول حکومت موقت نیز نیستند و این خواست عمران خان به این معناست که باید انتخابات افغانستان تا نهایی شدن پروسۀ صلح به تعویق بیافتند.

در کابل و واشنگتن بسیاری به این باور اند که پاکستان می تواند نقش تعیین کننده در صلح افغانستان داشته باشد و پاکستان تاکنون از این باور به خوبی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کرده است. اگر چنین باوری در مورد پاکستان در قصر سفید وجود نمی داشت، شخصی چون دونالد ترامپ وقت خود را برای ملاقات با صدراعظم کشوری ضایع نمی کرد که متهم به دسیسه علیه امریکا در افغانستان است.

در شرایطی که اشرف غنی در دوران ریاست جمهوری اش تاکنون موفق نشده حتی برای چند دقیقه با ترامپ در قصر سفید ملاقات رو در رو داشته باشد اما عمران خان چنین فرصتی را بدست می آورد، نشان از موفقیت سیاست خارجی پاکستان در مقایسه با افغانستان است.

 اما بخش دیگر موفقیت عمران خان در این دیدار به سخنانی مربوط است که ترامپ بر زبان آورد. ترامپ گفت که من می توانم جنگ افغانستان را در یک هفته به پایان برسانم اما نمی خواهم ده میلیون نفر را بکشم. من می توانم افغانستان را از نقشۀ گیتی محو کنم اما این کار را نمی کنم.

این رجز خوانی های ترامپ، اگر از یک طرف نمایانگر مایوسی کامل وی از پیروزی در جنگ افغانستان بشمار می آید اما از جانب دیگر این سخنان در برابر صدراعظم کشوری بیان شد که متهم اصلی دخالت در جنگ افغانستان است، این سخن ترامپ می تواند برای پاکستان بسیار خوش آیند ویک سند مهم برای رفع اتهام باشد. وقتی ترامپ از کشتن ده میلیون نفر و یا محو افغانستان از صحنۀ گیتی سخن می گوید به این معناست که قیام ضد امریکا در افغانستان منحصر به طالبان نیست که پاکستان به حمایت از آن ها متهم است، بلکه این قیام سراسری و افغانستان شمول بوده و به قول ترامپ یگانه راه ممکن برای پیروزی در این جنگ، نابودی کامل افغانستان از روی نقشۀ جهان است.

پاکستانی ها موفق شدند تا در یک موقعیت حساس یعنی زمان مذاکرات صلح میان امریکا و طالبان، روابط میان افغانستان و امریکا را دچار تنش سازند. رئیس جمهور غنی بارها گفته بود که موفقیت بزرگ وی در قبال پاکستان اینست که این کشور را دچار انزوای سیاسی ساخته ‏است اما سفر عمران خان به امریکا و دیدار وی با ترامپ و پیامد های منفی این سفر برای افغانستان خلاف این مسئله را ثابت ساخت. ‏

کاپیتان سابق تیم کرکت پاکستان با این قدم نشان داد که می تواند در میدان دپلوماسی نیز خوب عمل کند اما نخبه های سیاسی ما با ادعا های داشتن دکتورا و پی ایچ دی در روابط بین الملل، هنوز نمی دانند که پاکستان با چه راهکار هایی، بازی باخته را برای خود به برد مبدل می سازد. نخبه های سیاسی ما که پروتوکول و تشریفات را معیار پیروزی در دیپلوماسی می دانند، شادمان از این بودند که در میدان هوایی در واشنگتن، از مقامات رسمی وزارت خارجۀ امریکا کسی به پیشوار عمران خان نیامده بود و او را سوار لیموزین نکردند اما بعد از شنیدن سخنان ترامپ علیه افغانستان، جلوی دوربین رسانه ها ظاهر شدند تا تاریخ پنج هزارسالۀ افغانستان را به وی گوشزد نمایند!

وای بر ما که هنوز اندر خم یک کوچه ایم!

نوشته‌های مرتبط


Top