“تاپی” پروژه‌ای برای ثبات

وحید مژده

روز پنجشنبه کار عملی پروژۀ تاپی که گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان به پاکستان و هندوستان منتقل می سازد، در افغانستان رسما آغاز گردید. پروژۀ عظیمی که چهار کشور منطقه از آن بهره خواهند برد و از طریق این پیوند، امکانات همکاری های بیشتر میان این کشور ها مساعد خواهد شد. این خط لوله به طول ۱۸۱۴ کیلومتر ساخته خواهد شد که ۸۱۶ کیلومتر آن از خاک افغانستان می گذرد. تمدید این خط لوله می تواند تحولات اقتصادی بزرگی را در افغانستان موجب گردد.

از جانب دیگر با توجه به دشمنی دیرین میان هند و پاکستان و روابط پرتنش میان افغانستان و پاکستان، این خط لوله می تواند وسیلۀ موثری برای تشنج زدایی در منطقه باشد. منافع مشترک میان چهار کشور که با این خط لوله ایجاد می شود، بدون تردید روی ثبات منطقه نیز تاثیر مثبت از خود برجا خواهد گذاشت.

اهمیت این پروژه برای منطقه در حدی است که بعضی از تحلیلگران سیاسی، ظهور طالبان در افغانستان در سال ۱۹۹۴ را با اهداف کمپنی های فراملیتی نفتی در آسیای میانه در رابطه دانسته اند زیرا جنگ داخلی در افغانستان مانع امنیت لازم برای احداث خطوط لولۀ نفت و گاز از آسیای میانه به جنوب آسیا بوده است و این کمپنی ها سعی داشته اند تا بر جنگ سالاران در این کشور اعمال نفوذ نمایند و حتی طرفداران اهداف خود را در این کشور بر سرکار آورند.

به خصوص در این رابطه از دو کمپنی نفتی »بریداس«از ارجنتاین و »یونیکال«از ایالات متحدۀ امریکا بسیار نام برده شده است که بر سر این خط لوله که قرار بود گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان   به پاکستان برساند باهم درگیر رقابت بودند.

اما حقیقت این بود، تا زمانی که ترکمنستان به عنوان کشور صادر کنندۀ گاز، با شروع کار این پروژه توافق نمی کرد، تغییر در افغانستان تاثیری روی این پروژه نداشت زیرا تصمیم گیرندۀ اصلی ترکمنستان بود و امنیت در افغانستان یکی از فاکتور های موثر در این شروع کار این پروژه بود اما عوامل موثر تری نیز در این رابطه وجود داشت که شروع کار عملی پروژه را دو دهه به عقب انداخت.

جمهوری های تازه به استقلال رسیده و محاط به خشکۀ آسیای میانه که آرزو دارند از وابسته گی به روسیه نجات یابند، علاقمند بودند تا با پایان جنگ و تامین امنیت در افغانستان، از این کشور بعنوان مسیر ارتباطی به جنوب آسیا بهره گیرند. در میان رهبران این جمهوری ها، صفر مراد نیازوف رئیس جمهور ترکمنستان بیش از دیگران مشتاق این برنامه بود. او که بی طرفی کشورش را به تایید سازمان ملل متحد نیز رسانیده بود، می خواست تا ترکمنستان را با استفاده از منابع انرژی نهفته در دل خاک این کشور هرچه زود تر به یک کشور پیشرفته در آسیای میانه مبدل سازد.

جمهوری ترکمنستان بعد از اعلام استقلال به مشکلات بزرگ اقتصادی ناشی از فروپاشی اتحاد شوروی مواجه بود و نیازوف امید داشت تا کمپنی های بزرگ نفتی غربی به سراغ منابع انرژی این کشور بروند. اما تا مدت ها جز یک کمپنی نفتی از امریکای جنوبی «بریداس» از ارجنتاین، هیچ کمپنی دیگری به این کشور محصور به خشکه در آسیای میانه توجهی نکرد.

«کارلوس بالگرونی» رئیس ماجراجوی شرکت بریداس، با استفاده از این فرصت خود را به ترکمنستان رسانید. ترکمن های تازه به استقلال رسیده که تجربه ای در کار دولت داری نداشتند، تحت تأثیر وعده های «بالگرونی» قرار گرفتند و قرارداد هایی با این شرکت عقد کردند که به بریداس اجازه می داد تا به جستجوی منابع جدید نفت و گاز در ترکمنستان بپردازد. بریداس موفق شد تا در حوزۀ «یاشلر» در شرق ترکمنستان، منابع عظیمی از گاز را کشف کند. در مناطق دیگر ترکمنستان نیز برمه های حفاری این کمپنی به نفت و گاز رسید.

اما از اواخر سال ۱۹۹۴ میلادی اوضاع به ضرر بریداس تغییر نمود و نیازف متوجه شد که امضای بعضی از قرارداد ها با بریداس به ضرر ترکمنستان بوده است. گفته می شد که بریداس در ابتدا با دادن هدیه و رشوه به بعضی از مقامات مهم و کلیدی ترکمن، قرارداد هایی را عقد نموده بود که بیشتر به نفع خودش بود. به همین دلیل نیازوف خواهان تجدید نظر در قرارداد ها با بریداس شد و حتی درسال ۱۹۹۵ جمعی از مسوولین این شرکت را از ترکمنستان اخراج نمود.

در آن زمان هنوز حکومت مجاهدین در کابل مستقر بود و افراد اخراج شده که به افغانستان آمدند و با عبدالرحیم غفورزی معین وزارت امور خارجۀ حکومت استاد ربانی درتماس شدند. هدف بریداس این بود که حکومت استادربانی را ترغیب نماید که حاضر به پذیرش تمدید خط لوله از طریق افغانستان توسط کمپنی امریکایی یونیکال نشود. در همین حال بریداس با مقامات طالبان که بر قندهار مسلط شده بودند نیز در تماس بود.

در این زمان کمپنی یونیکال نیز با مقامات ترکمنستان در تماس شد و به این ترتیب نیازوف امکان یافت تا از رقابت میان این دو کمپنی به نفع خود استفاده نماید و قراردادی را با یونیکال به امضا برساند.

امضای قرارداد با یونیکال موجب شد تا بریداس علیه یونیکال و شریک آن «دلتا» از عربستان سعودی به دادگاه شکایت نماید. این شکایت در دادگاه رسیدگی به اختلافات در مسایل نفتی که مرکز آن در ایالت تکزاس امریکاست، رد گردید ولی شکایت دیگر این کمپنی علیه دولت ترکمنستان در «دیوان حکمیت بین المللی» در پاریس به بررسی گرفته شد و در سال ۱۹۹۵ فیصلۀ آن به نفع بریداس صادر گردید.

در سال ۱۹۹۷ هیئت هایی از جانب طالبان به امریکا و ارجنتاین سفر کردند تا امکانات کمپنی های یونیکال و بریداس را ارزیابی نمایند اما در امریکا مسئلۀ نقض حقوق بشر به وسیلۀ طالبان غوغا بپا کرده بود. در اجلاس یونیکال بعضی از سهامداران این شرکت با سیاست های طالبان بخصوص عدم رعایت حقوق زنان ابراز مخالفت نمودند.

در ماه اگست ۱۹۹۸ امریکا مناطقی را در افغانستان که گفته می شد پایگاه های آموزشی نظامی افراد القاعده است مورد حملات موشکی قرار داد و به این ترتیب امکان تمدید خط لوله از مسیر افغانستان برای کمپنی های امریکایی – در صورتی که طالبان بر سر قدرت باشند- ناممکن شد و بریداس نیز متوجه شد که کار با طالبان، این کمپنی را در معرض اتهام همکاری با تروریسم قرار می دهد.

این تحولات روی موقف ترکمنستان نیز تاثیر عمیق بر جا نهاد. صفر مراد نیازوف بعد از این جریان متوجه شد که اگر پای کمپنی های امریکایی به ترکمنستان باز شود، امریکا در امور داخلی ترکمنستان مداخله خواهد کرد و به بهانۀ دفاع از حقوق بشر، برای ترکمنستان مشکل ایجاد خواهد نمود. به همین دلیل وی به نماینده گان طالبان گفت: من می خواهم تا این خط لوله هدیه ای از جانب مردم ترکمنستان به مردم افغانستان باشد. هدیه به مردمی که با مقاومت در برابر ارتش سرخ، آسیای میانه را هم از چنگ اتحادشوروی بیرون آوردند.

من اگر زنده بودم این خط لوله فقط از خاک افغانستان عبور خواهد کرد و اگر زنده نبودم، به جانشینانم وصیت می کنم که این خط لوله باید از خاک افغانستان عبور کند.

اما اکنون شرایط طوری است که ما ظرفیت بومی برای تمدید این خط لوله را نداریم و مجبوریم تا این امتیاز را به کمپنی های امریکایی بدهیم. وقتی پای امریکا به این منطقه رسید، بهانه های مختلف چون حقوق بشر و مبارزۀ علیه تروریسم را عنوان می کند و در نتیجه کشور ما نیز دچار بی ثباتی خواهد شد. اکنون باید صبر کنیم تا این امکانات و ظرفیت ها در داخل ترکمنستان ایجاد شود و ما دراین راه بشدت کار می کنیم.

همانگونه که ترکمن باشی پیش بینی کرده بود، سرانجام ترکمنستان با استفاده از امکانات و ظرفیت های خودش کار احداث این خط لوله را آغاز کرد و با آغاز کار این پروژه در داخل خاک افغانستان، قدمی مهم به سوی آیندۀ روشن و با ثبات برای این منطقه از جهان برداشته شد.

نوشته‌های مرتبط


Top