تأمین امنیت، باید در اولویت کاری دولت قرار گیرد!

تکساری

بهار جدید با فصل جدید از جنگ آغاز شده است. افراط گرایان و گروه های تشنه به قدرت تلاش نمودند تا جنگ را در نقاط مختلف از کشور، منجمله بدخشان، تخار، بغلان، هلمند، ننگرهار، سرپل بکشانند. این گروه های افراطی توانستند طی روز های اخیر برخی از مناطق مرزی بدخشان با پاکستان را به تصرف خود در آورند و تلاش ها بر این است، تا آن ها بتوانند قسمت های از کندز را به دست آرند، تا در هر نوع تغییرات آینده دست بالا داشته باشند. مقام های ناتو، امریکایی در افغانستان می گویند که ۶۲ درصد جمعیت و ۵۷ درصد خاک افغانستان در کنترول دولت است و حضور مخالفان دولت در سایر مناطق مانع کامل از حاکمیت دولت بر تمامی خاک و جمعیت این کشور شده است.

جمیس ماتیس وزیر دفاع امریکا ماه گذشته در یک کنفرانس خبری مشترک با جنرال نیکلسون در کابل گفت، سال ۲۰۱۷م سال پر چالش دیگری برای نیرو های امنیتی افغانستان خواهد بود. وزیر دفاع امریکا طی روز های اخیر گفته است که امریکا در کنار شهروندان افغانستان خواهد ایستاد؛ زیرا این کشور با دشمن وحشی روبه رو است و هزینۀ همکاری با افغانستان بیشتر از هزینۀ سقوط آن خواهد بود. به همین مناسبت ایالات متحدۀ امریکا طی روز های آینده طرحی را به دونالد ترامپ ارائه خواهد کرد که در آن استراتیژی آیندۀ امریکا در خصوص افغانستان مسجل گردیده است.

طی روزهای اخیر سه صد سرباز متعلق به ناتو در هلمند جابجا گردیدند و قرار است رئیس جمهور امریکا به روز ۲۵ می در نشست سران کشور های عضو ناتو شرکت نماید و انتظار می رود تا آن زمان نظر خود نسبت به استراتیژی ایالات متحده در جنگ افغانستان را مشخص نماید. ناتو در حال حاضر ۱۳ هزار نیرو در افغانستان دارد، که ۸۴۰۰ آن امریکایی می باشد و قرار است طی ماه های آینده ۵ هزار سرباز امریکایی با این شمار بپیوندد. زیرا جنرال نیکلسون فرماندۀ نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان در ماه فبروری سال جاری به گنگرۀ امریکا گفت که برای خروج از بن بست کنونی در جنگ افغانستان به اعزام نیروهای بیشتر نیاز دارد.

موضوع دیگری که ادارۀ جدید ایالات متحده باید به آن بپردازد، حمایت ارتش پاکستان از طالبان و دیگر گروه های هم پیمان آن است. ارتش پاکستان از زبان سخنگویان غیر رسمی اش بار ها اعلام کرده است که برای خنثا سازی نفوذ هند در افغانستان به طالبان مواد لوژستیکی و استراتیژیک فراهم کرده است. مقام های پاکستانی اذهان می کنند که آنان دوگانه بازی می کنند، هم از طالبان حمایت می کنند و هم از تلاش های ضد تروریستی امریکا و ناتو. تا زمانی که طالبان در پاکستان عقبه استراتیژیک داشته باشند، هر نوع تلاش برای مذاکره و یافتن یک راه حل سیاسی برای جنگ، ناکام می ماند.

از سوی دیگر طی ماه های اخیر از همکاری های روسیه با طالبان در ولایت های کندز، بدخشان، تخار و غیره خبر داده شده است. روس ها می خواهند مانند پاکستانی ها به جنگ های نیابیتی های شان در افغانستان ادامه دهند. از اینرو باید گفت که جنگ افغانستان نه تنها بعد منطقه یی، بلکه بعد جهانی پیدا کرده است. هرنوع تقابل میان امریکا و روسیه به نفع افغانستان نیست. ما طرفدار یک تفاهم میان امریکا و روسیه و کشور های همسایه می باشیم. بی مورد نیست که طی روزهای اخیر مسوولان در ولایت سرپل گفته اند که دو هلیکوپتر ناشناس در قلمروی طالبان نشست نموده، که این خود یک زنگ خطر و یک مقابلۀ آشکار میان روسیه و متحدان افغانستان خواهد بود.

اگر به چنین تحرکات که از خارج دامن زده می شود، به کمک ناتو و کشور های همسایه پایان داده نشود، ما داخل یک جنگ نیابتی دیگر خواهیم گردید. پیوستن حزب اسلامی به رهبری حکمیتار به روند صلح به عنوان یک دست آورد مهم حکومت وحدت ملی محسوب می شود. در بُعد داخلی اگر اعضای حزب اسلامی با دولت در جهت برگرداندن صلح و ثبات سیاسی در ولایات همکاری نمایند، این دولت می تواند به برخی از مشکلات خود پیروز گردد.

امروز مخالفان دیوانه وار دست به تهاجم در برخی از مناطق افغانستان زده اند که این خود تشدید نمودن طبل جنگ از سوی مخالفان در کشور است. در حال حاضر یک بن بست خونین در جبهات حاکم است. اداره های دولتی در برخی از ولسوالی ها دست به دست می شود و نیروهای امنیتی افغانستان با قربانی های سنگین این بن بت را حفظ می کنند. هرچه زودتر به این بن بست پایان داده شود و از ورود افراد دشمن در صفوف نیرو های امنیتی جلوگیری صورت گیرد، در غیر آن ما شاهد حوادث بدتر از قول اردو ۲۰۹ شاهین در بلخ در ماه های آینده خواهیم بود.  دشمن تلاش می نماید تا در میان نیروهای امنیتی نفوذ نماید تا از این کانال بر نیروهای امنیتی ما تلفات سنگین وارد نماید.

طالبان فصل جنگی خود را آغاز نموده و عملیات منصوری آنان در گوشه  و کنار افغانستان در حال اجرا می باشد. حد اقل دست آورد های که طالبان در این دوماه آغاز سال داشته اند، سقوط ولسوالی درقد در تخار، سقوط ولسوالی قلعۀ زال در کندز و سقوط ولسوالی زیباک در بدخشان می باشد. در این سوی سنگر نیرو های دولتی به شدت در حال عقب زدن طالبان از ولسوالی های سقوط داده شده است. جنگ در مسیر کندز خان آباد جریان دارد. با وجود آنکه مخالفان در کندز تلفات سنگین دیده اند، اما نیرو های دولتی آن طوری که مردم انتظار دارند، دست آورد چندانی ندارد. نه مسیر کندز ـ خان آباد برای عبور و مرور باز شده است، و نه ولسوالی قلعه زال و زیباک دوباره تصرف شده است، این وضعیت جاری جنگ است.

جنگ در حومۀ کندز جریان دارد. طالبان استراتیژی جنگی خود را انسجام بخشیده اند، ولی دولت نتوانست یک استراتیژی پیشرفته و درستی برای مقابله با عملیات بهاری طالبان داشته باشد. امروز تمام تلاش های دولت روی از بین بردن گروه داعش که تنها در ولایت ننگرهار حضور دارند، متمرکز شده است. در پهلوی طالبان، داعش به عنوان یک خطر بالاقوه در افغانستان محسوب می شود. به ویژه پس از دو حملۀ خونین تروریستی بر شفاخانۀ چهارصد بستر در کابل و قول اردوی ۲۰۹ شاهین در بلخ نیاز به ضربه زدن به گروه داعش به شدت احساس می شود. ولی واقعیت این است، که هردو گروه دشمنان بی رحم سر زمین ما است و با هردو باید یکسان مقابله گردد.

ضعف دولت در مدیریت جنگی آن است که این کار موجب هزینه های سنگین برای تغییر وضعیت نبرد به نفع دولت می باشد. هر باری که طالبان ولسوالی یی را سقوط می دهند، تمام تجهیزات، مدارک و بستۀ اداری ان ولسوالی را به طور کامل از بین می برند که زمینۀ دوباره سازی آن هزینه سنگین برای دولت دارد.

در گام نخست طرح یک استراتیژی جدید برای جنگ و بسیج و هماهنگی تمام نیروهای که خود را مدافعان این سرزمین می دانند، حتمی است. تماشا و از دور دست بر آتش نهادن سازگار نیست و ما را به هدف نزدیک نمی سازد. اکنون وقتی عمل فرا رسیده است تا در یک صف هماهنگ همه نیرو ها بسیج گردند و در جهت ثبات سیاسی اقدام جدی صورت گیرد.

نوشته‌های مرتبط


Top