دوکتور خلیل الرحمن حنانی. من نه سال تمام (۱۳۶۰ ـ ۱۳۶۹) را با آمرصاحب سپری کردم و از نزدیک شاهد طرز زندگی، جلوه های اخلاقی و تعامل اجتماعی او با مردم بودم. در سالهای دشوار جنگ وخانه بدوشی که با دشمن نیرومندی (اتحاد شوروی) رو به روبرو بود، شب و روز با هم بودیم و […]

دوکتور خلیل الرحمن حنانی.

من نه سال تمام (۱۳۶۰ ـ ۱۳۶۹) را با آمرصاحب سپری کردم و از نزدیک شاهد طرز زندگی، جلوه های اخلاقی و تعامل اجتماعی او با مردم بودم. در سالهای دشوار جنگ وخانه بدوشی که با دشمن نیرومندی (اتحاد شوروی) رو به روبرو بود، شب و روز با هم بودیم و جلوه های گوناگون شخصیت او را بی پیرایه می دیدم؛ اینک که پانزده سال از غروب خورشید این شخصیت بی بدیل وکم نظیر می گذرد، وظیفه خود می دانم به مناسبت هفته شهید و پانزدهمین سالروز شهادتش این مرد تاریخی را برای کسانی که او را از نزدیک ندیده و با او آشنایی نداشته اند، به ویژه نسل جوان، به معرفی بگیرم و پیرامون ابعاد شخصیت او چند سطری جسته وگریخته بنویسم.

احمدشاه مسعود (رح) شخصیت متوازنی داشت، بی ریا و بی پیرایه بود، به اطفال شفقت و مهر می ورزید. با بزرگان و اهل علم و فضل با احترام و تواضع برخورد می کرد. منزلت هر کسی را می دانست و متناسب بدان با او تعامل می کرد. هیچگاه در حالت خشم و غضب سخن ناسزا ، فحش و دشنام به زبان نمی آورد. هرچند گاهی در موقع قهر و خشم مجرم خطا کاری را شخصا مورد لت و کوب قرار می داد؛ با دوستان و یارانش صمیمی بود و در برابر دشمنانش گذشت و مدارا داشت. با اسیران جنگی برخورد نیک و بشر دوستانه می نمود و در نگهداری آنها جدا اصول اخلاقی وقوانین بشری واسلامی را رعایت می داشت. انتقام جویی را خوش نداشت و همیشه جانب گذشت و عفو را اختیار می کرد. با عام مردم با گشاده رویی و به دور از تظاهر برخورد می کرد. عمل زشت و خلاف قانون و مصالح عامه را تقبیح می نمود و عاملین آنرا مجازات می کرد. از ستم و ستمگری و از فساد و بی عدالتی تنفر داشت و در برابر آن به شدت می ایستاد و جهت اصلاح آن تلاش می ورزید. تظاهر و ریاکاری را نمی پسندید، تملق را نکوهش می کرد. حرف وکلامش همیشه شفاف، کوتاه و عام فهم بود. در گفتگوهایش اصطلاح ” جان گپ ” را به کار می برد و جان گپ را با اختصار و روشنی به مخاطب ارائه می داد و از مخاطب نیز می خواست تا جان گپ را برایش بگوید وحاشیه روی نکند. گپ طرف مقابل را به دقت می شنید؛ در گفتگو و پرسش ها بسیار حاضر جواب وشوخ طبع بود. از قدرت درک و تفهیم عالی برخوردار بود. برای کسانی که پای کلامش می نشستند، شخصیت جذاب و دوستداشتنی داشت و صحبت هایش دلنشین بود. صولت و صلابت وکاریزمای شخصیتش مخاطب را تحت تأثیر قرار می داد. هرکسی به او نزدیک می شد خود را در افکار و آرمانهای او شریک احساس می کرد و از همراهی و اطاعت اوامرش لذت می برد.

شجاعت، پشتکار و پایداری عجیب و شگفت انگیزی داشت. هیچگاه بی روحیه و نا امید نمی شد. اراده و تصمیم محکم و غیرقابل تسخیر داشت. با قضایا با عقلانیت برخورد می کرد. از پذیرش و عمل مبتنی بر احساسات وعاطفی دوری می جست. از همین جهت در امور نظامی و فعالیت های محاربوی به کار اطلاعاتی و کشف خیلی اهمیت می داد؛ بنابرآن شبکه اطلاعاتی نیرومند و منظمی را به وجود آورد. به شورا و مشورت جداً اهمیت می داد و غالباً بدون مشورت و دقت لازم به کار و عملی اقدام نمی نمود. به کتاب و مطالعه دلچسپی و علاقه وافر داشت، در هر حالتی با خود کتاب انتقال می داد و از هر فرصتی برای کسب معلومات ومطالعه استفاده می کرد، مباحثه و مناظره های علمی، سیاسی و ادبی با دانشمندان، روشنفکران و ادب دوستان را می پسندید و وارد بحث می شد. به شعر فارسی علاقه مند بود و دیوان شعر حافظ شیرازی را اکثراً با خود داشت. آدم سخت متدین و پرهیزگار بود و دین را عامل رهبری و کمال شخصیت انسان تلقی می کرد. نمازهای پنجگانه را در وقتش اکثراً با جماعت ادا می نمود. همیشه با وضو می بود ومعمولا قبل از رفتن به خواب دو رکعت نماز می خواند و برخی ها نماز شبانه (تهجد) او را نیز دیده اند. کیمیای سعادت امام غزالی را می خواند و از آن حظ وافر داشت و مطالعه آنرا به دیگران توصیه می کرد. با تعبیرهای افراط گرایانه و متحجرانه از اسلام مخالف بود و اسلام را دین اعتدال می پنداشت و به توانایی و نقش اسلام در کمال و سعادت جامعه و فرد از راه حفظ و گسترش ارزش های اخلاقی تاکید می کرد. به تشکیل حکومت معتدل اسلامی و فراگیر در افغانستان متعهد بود و تحقق عدالت اجتماعی در افغانستان را راه حل رفع تنش های قومی می دانست. استقرار و ثبات سیاسی در کشور را با ایجاد دولت ملی وممثل اراده و خواسته های عادلانه مردم در پیوند می دانست. وی جداً خواهان افغانستانی با ثبات و مقتدر از لحاظ سیاسی، و یک کشور پیشرفته و شگوفا از لحاظ اقتصادی بود. به عمران و آبادی دلچسپی داشت و در هر جایی که او جای پایی یافته بود، به صحت، تعلیم، سهولت های زندگی ورفاه مردم می اندیشید. جنگ را ذاتا خوش نداشت، اما متأسفانه بیشتر عمرش در جنگ های تحمیلی وجهاد و مقاومت در برابر اشغالگران صرف شد. آزادی مردم و وطنش را به شدت دوست می داشت. هیچگاه استقلالیت خود، مصالح مردم و منافع میهن خود را با هیچ بیگانه و بیگانه پرستی محل سازش و معامله نگذاشت.

خلاصه، تحقق صلح و ثبات در وطن، تأمین عدالت اجتماعی، رفاه مردم و پیشرفت کشور و ایجاد یک افغانستان مقتدر و مستقل و برقراری نظام اسلامی مردم سالار از آرزوهای دیرین و همیشگی او بود. روحش شاد و یادش گرامی و مستدام باد!