پیروزی در جنگ و شکست در صلح

محمدفایق هشام

با سپردن مسؤولیت های امنیتی از قوای خارجی به نیروهای امنیتی افغانستان و خروج تدریجی قوای نظامی امریکا از افغانستان، و این که مقامات امریکایی گفته بودند، طالبان یک مشکل داخلی اند تا تهدیدکننده به منافع امریکا، طالبان جبهه های جنگ و میدان های جنگ شان را گسترش دادند و به پیشرفت های نظامی بیشتری دست یافتند که بارها سازمان های بین المللی از حدود قلمرو دولت و نیروهای طالبان خبر دادند. این تکرار همان چانسی بود که امریکایی ها پس از سقوط امارت طالبان با تکبر و غرور بی پایان، به عراق حمله نمودند و تمامی توجه ها به عراق معطوف شد و افغانستان تا حدی از دید آن ها افتید و این چانس به طالبان فرصت داد تا نظم و نسق بیابند و صف بیارایند.

طالبان بارها اختیار برخی از ولسوالی ها را در شمال در دست گرفتند و دوبار موفق به سقوط مرکز ولایت قندز شدند و حتی پس از آن در حومه های شهر قندز و بغلان هنوز هم قدرت نمایی می کنند که از نظر نظامی برای آن ها پیروزی بزرگی به شمار می رود.

طالبانی که در شمال حضور رساندند و جنگ شان را دراین بخش از کشور متمرکز ساختند، تا حدودی خود را از وابسته گی و انتقال سلاح و امکانات از پاکستان بی نیاز ساختند. با حمله بر ولسوالی ها و برخی اوقات در اختیار گرفتن مرکز یکی از ولایت ها، بسیاری از مایحتاج نظامی و غیرنظامی شان را از تانک های زرهی گرفته تا مهمات نظامی همه را باخود بردند و مجهز و مسلح تر از گذشته شدند. شایعاتی وجود دارد که مهمات نظامی به طالبان فروخته می شود و در همین اواخر خبرهایی منتشر شده که نشان می دهد طالبان وسایط زرهی بدست آمده در نتیجۀ تصرف مراکز نظامی و ولسوالی ها را، در جهت حملات مرگبار انتحاری استفاده می نمایند. در همین روزهای پسین رسانه ها گزارش دادند که تنها در ولایت قندز در دو سال گذشته مبلغ ۲۰۰ میلیون افغانی را از بابت صرفیۀ برق از مشترکین این ولایت به دست آورده اند.

اگرچه که اوباما در اواخر زمامداری خود صلاحیت هایی را به نظامیان امریکایی مستقر در افغانستان تفویض نمود و بمباردمان های آن ها به اساس تقاضای قوای افغانی و در برخی موارد به طور خودسرانه ادامه دارد و حتی در بازپس گیری ولایت قندز همکاری جدی نمودند، اما با اعلام راهبرد جدید ایالات متحدۀ امریکا در خصوص افغانستان و آسیای جنوبی، جنگ افغانستان وارد فاز نوینی گردیده است.

از زمان سپردن مسؤولیت های امنیتی به نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان جنگ شدت یافته و مقاومت سرسختانه از سوی نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان ادامه دارد. در حالی که دولت افغانستان درگیر جنگ با نیروهای طالبان شد، اما مسئلۀ داعش و رویدادهای آن روزها بسیاری از توجه ها را به شرق کشور معطوف نمود.

بر اساس اعلام راهبرد جدید ایالات متحده در خصوص افغانستان و آسیای جنوبی، نیروهای امریکایی به جنگ افغانستان بر می گردند و در کنار نظامیان دیگر امریکایی مستقر در افغانستان قرار می گیرند. حتی همین اکنون حملات هوایی بیشتر از گذشته افزایش یافته است و در صف نظامی، طالبان در تلاش برای آماده گی در خصوص فشارهای بیشتر نظامی طرف مقابل شان اند و در بخش سیاسی رهبران آن ها به شدت سرگرم جلسه با سران و اعضای شان پیرامون تحولات و رویدادهای کنونی اند.

اما در بخش نظامی تلاش ها متمرکز به شکست طالبان از طریق فشار سنگین نظامی است که حملات هوایی و زمینی را شامل می شود و در بخش سیاسی فشارها بر قطر از سوی امریکا و سعودی صورت گرفته که امکان بسته شدن آن وجود دارد و در بخش تبلیغات ناتو در هر نشست از جنگ افغانستان یادآوری صورت می گیرد و هربار از شکست طالبان در این جنگ خبر داده می شود و رسانه های غربی یک فضای تبلیغاتی گسترده را در مورد جنگ افغانستان ایجاد کرده اند.

در جامعۀ سیاسی افغانستان و منطقه و بازیگران جنگ افغانستان نسبت به صلح قرائت های گوناگونی وجود دارد. برخی به این باور اند که صلح از دیدگاه آنان فقط آمدن جنگجویان زیر پرچم دولت با سرافگنده گی و سیه رویی و پذیرفتن آقایی و باداری دولت است. این طیف خواستار فشار سریع و سنگین بر طالبان و گروه های مخالف مسلح دولت است. به زعم آنان فشار نظامی بیشتر بر گروه های مسلح مخالف نظام می تواند آن ها را از جنگیدن منصرف بسازد یا که مجبور به نشستن در میز صلح نماید. همین ایده را رئیس جمهوری امریکا نیز دارد و این مورد را درحالی او در اعلام راهبرد کشورش در امور افغانستان و آسیای جنوبی ابراز کرد که این ایده سال ها قبل از سوی برخی از سیاسیون و افراد در افغانستان و بیرون از آن  عنوان شده بود. آنان کسانی اند که گزندی از جنگ در افغانستان را ندیده اند و در محاسبۀ شان خیلی بلندپروازانه عمل می کنند. آنان کسانی اند که ذریعۀ وسایط زرهی گشت و گذار می کنند و در ادارات به شدت محافظت شده اشتغال دارند و در اماکن به شدت محافظت شده و یا کاخ های مجلل زندان نما بسر می برند و پول های بادآورده است که در اختیار خودشان و فرزندان و بسته گان شان قرار دارد.

نگاه دیگر در ارتباط به صلح، این است که نخست از همه باید جنگ به بن بست برسد و از این طریق هر طرف که از لحاظ نظامی توانایی پیروزی بر طرف دیگر را نمی یابد و جنگ را به بن بست رسیده می بیند، گردن به مذاکره و مفاهمه نهد و از کشمکش و درگیری پرهیز نماید.

اما عام مردم واقعاً از این جنگ طولانی که پایان و فرجامش و غالب و مغلوبش هنوز معلوم نیست، خسته شده اند و خواهان صلح در کشور اند تا به زنده گی مسالمت آمیز برگردند و کشورشان را امن و آزاد و مرفه و آرام ببینند. این مردم دیگر خسته شده اند. هر کشور مطابق به مزاج خود می خواهد جنگ خود را در این کشور و با قربانی گرفتن از مردم آن، به پیش براند و حایز منافع چشمگیر گردد. مردم افغانستان خواستار افغانستان آرام، با ثبات، آزاد و مرفه و مترقی اند.

اما دولت افغانستان در این بابت به گونۀ دیگری عمل می کند. در حالی که این دولت در میدان های نبرد با طالبان و سایر گروه های مسلح مخالف نظام می جنگد، صلح را نادیده نگرفته و بر اساس نوشتۀ اسوشیتدپرس، رئیس ادارۀ امنیت ملی این کشور در هر روز یکبار و مشاور شورای امنیت آن، ماهانه یکبار با طالبان در ارتباط به صلح صحبت می نمایند.

آنچه که بر می گردد به دولت افغانستان این است که این دولت در حالی که در چندین جبهه علیه طالبان در پیکار قرار دارد و نقش قدم های امریکایی ها را تعقیب می نماید و بلادرنگ از راهبرد جدید ایالات متحده در خصوص افغانستان وآسیای جنوبی به شدت حمایت می نماید، جنگِ به مزاج امریکایی ها را می پسندد و می پذیرد ولی تشکلی را به نام شورای عالی صلح که نقش چندانی در تأمین صلح در کشور ندارد، هنوز هم حفظ کرده است و هر روز از آدرس اعضای آن، آنچه شنیده می شود که نه در راهبرد جدید ایالات متحده در آن خصوص اشاره یی رفته و نه در این باب سران و رهبران حکومت وحدت ملی وحدت دیدگاه دارند. حتی دیدگاه های متضاد میان اعضای شورای عالی صلح وجود دارد و در یک مورد صداهای مختلف شنیده می شود.

خیلی ها مسخره آمیز است که با این شدت و هیبت جنگ در این کشور، تبلیغات علیه مخالفان مسلح نظام به شکل خیلی عذرآمیز و استغاثه آمیز تهیه و منتشر می گردد که گویی طرف مقابل در حال پیروزی است و طرف دیگر خود را در حال نابودی می بیند که این گونه تبلیغات صورت می گیرد. در جنگ ها به همان اندازه یی که جنگ شدید می باشد، تبلیغات به نفع دولت و زیان طرف مقابل به شکلی تهیه و ترتیب می گردد که دارای پیام واضح، عزم راسخ و ارادۀ پولادین باشد و توجه و اذهان مردم را به سوی دولت و به نفع دولت معطوف بدارد.

همان گونه که اختلافات در میان رهبران حکومت وحدت ملی و جریان های سیاسی و سیاسیون و متنفذین دیده می شود، همین گونه اختلاف در برنامۀ جنگی دولت نیز دیده می شود. این جا پارادوکسی دیده می شود که در یک سو از راهبرد ایالات متحده خوش بینی و اظهار رضایت صورت می گیرد، از سوی دیگر دروازۀ صلح باز گذاشته می شود و اظهارات گوناگونی در ارتباط به آمدن صلح صورت می گیرد.

همین اکنون برخی از سران طالبان علاقه مند به صلح اند، اما راه انتخاب شده در مورد صلح را از جانب مقابل شان نمی پذیرند. آنان این گونه صلح را، تسلیم شدن و ذلت می پندارند. آنان ضمن این که نشست هایی را با میانجیگری سازمان های بین المللی پذیرفتند و در برخی از آن ها عضو فرستادند، اما راه حل جنگ افغانستان را خروج بدون قید و شرط قوای خارجی خواندند.

برخی از آگاهان اذعان می دارند که افراد برجسته یی که در میان طالبان در مورد صلح و پایان جنگ در افغانستان می اندیشند، ترور می شوند. حتی پس از کشته شدن اخترمحمد منصور رهبر پیشین گروه طالبان، این شایعه پخش شد که او در تلاش برای صلح بوده که هدف قرار داده شد. ولی افرادی که مصمم و مصر به ادامۀ جنگ اند، خاری در پای شان نمی خلد.

حالا قسمی وانمود می شود که جنگ افغانستان نه آهسته، آهسته؛ بلکه شدیدتر در حال رقم خوردن است و ما شاهد گشوده شدن صفحۀ جدیدی در افغانستان هستیم. حالا معلوم و هویدا است که داعش چه گونه از کشورهای عربی منتقل و با تجهیز و تمویل آن ها و حتی انتقال آن ها از نقاط دیررس و دشوار گذر به میدان های مقصوده، کار کیست!

در پیروزی های نظامی نقش صلح نادیده انگاشتنی نیست. صلح بخشی از جنگ است. در حالاتی صلح جز فریب دادن و بهانه چیز دیگری نمی باشد. این که نقش و میزان آن در یک جنگ چقدر است، بر می گردد به نوعیت جنگ، اهداف و مقاصد طرف های جنگی… اما در صورتی که فشار بیشتر بر پیروزی در جنگ باشد و در آخر کار پیشنهاد صلح ارایه گردد؛ این صلح نیست. اگر صلح مدنظر باشد دیگر ادامۀ جنگ درست نیست. در صورتی که تمرکز طرف های جنگی برای پیروزی بر یکدیگر باشد، صلح مفهومی جز سطحی و بدون ثمر، چیزی را به دنبال نخواهد داشت. با این که تمرکز بر جنگ، بیشتر از تمرکز و در نظر گرفتن راه حل سیاسی جنگ افغانستان باشد، صلح را شکست خورده می بینیم و جنگ را در حال ادامه؛ ولی هنوز پیروزی در آن به نفع هیچ طرفی دیده نمی شود.

نوشته‌های مرتبط


Top