پرچمدار افتخارات اسلام زنان هم اند

محمدفایق هشام

افتخاراتی که در تأریخ اسلام عزیز خود داریم، می توانیم آن را تاریخ اسلام بخوانیم؛ ولی حوادث و رویدادهای تلخ و سیاهی را که در برهه هایی در این مسیر پر خم و پیچ و در گذر زمان رخ داده اند؛ جزء تاریخ با شکوه و مجلل اسلام عزیز نمی دانیم.

در طول تاریخ با شکوه و با عظمت اسلامی مان، همان گونه که مردان نقش بارز و برجسته یی را داشته اند، زنان نیز سهم بسزایی را در آن همه بدون شک داشته اند. گلایه از این ناحیه که، وقتی توصیف و تمجید از کارنامه های شخصیت های  مسلمان و متقی (مردان) شده است، کمتر از نقش زنان در آن ها اشاره شده است و گاهی از آنان به درستی نام برده نشده است. در حالی که زنان بخشی از آن کارنامه را تشکیل می دهند. از نقش محوری و قابل ملاحظه حضرت خدیجۀالکبرا (رضی الله عنها) گرفته که سال وفات او و ابوطالب را سال اندوه خوانده اند، تا نقش بارز و برجستۀ حضرت عایشه (رضی الله عنها) و جمله امهات المؤمنین، چه در حیات پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و چه پس از ارتحال ایشان، از این زنان پاک طینت و پرهیزگار نقشی ماندگار و بی پیشنه یی بجا مانده است.

زمانی که مشرکان بر پیامبر (صلی الله علیه و سلم) در غزوۀ احد هجوم بردند، این ام عمارۀ نسیبۀ انصاری بود که آب رساندن به مجروحان را کنار گذاشت و در آن روز دشوار و پر مخاطره و در آن صحنۀ حساس در مدافعت و پاسبانی از رسول الله (صلی الله علیه و سلم)، شمشیر و تیر برداشت و جانبازانه ایستاده گی کرد. او در آن هنگام تیرهای بی خطایی را پرتاب کرد و تیری از دشمن به گلویش اصابت کرد که جراحت عمیقی برداشت و دعای پیامبر (صلی الله علیه و سلم) را نیز صاحب شد.

قهرمانان تاریخ پر شکوه اسلامی مان، پرورش یافتۀ والدین به خصوص مادران شان هستند. اگرچه که نصرت الهی و شرایط روزگار آن ها را به قهرمانی در این میدان مبدل ساخت؛ ولی ایمان سرشار والدین به خصوص مادران و تربیت ناب، آنان را در این میان نمی توان از دید انداخت و چشم از آن بست. از کارنامۀ صلاح الدین ایوبی گرفته تا فتح زیبای قسطنطنیه را بدست لشکر متقی و مفلح سلطان محمد فاتح، کشورگشایی های سایر سرداران اسلام… همه و همه نقش والدین را برجسته می کند و ثابت می سازد که همین مادران در نخست مادری، در همین میان مشاوری و در همین بحبوحۀ استادی و معلمی تأثیرگذار و مهمی برای فرزندان شان بوده اند.

زنان متقی و پرهیزگاری که اسلام در تاریخ خود دارد، از همان آغاز این دین مبین الی هم اکنون، که این مقال از پرداختن به تمامی آن عاجز است، نقش به سزایی را در این تأریخ ایفا کرده اند. اما در سدۀ بیست که نه خلافت اسلامی بر روی زمین ماند و نه آن وحدت حتی ضعیف تر مسلمانان، دنیای اسلام وارد مرحلۀ جدیدی گردید. در کنار این که مردان برای احیای مجد و عظمت اسلام گام های ارزشمندی را برداشتند، زنان به عنوان مادران و مشاوران و استادان این مردان، در صحنه باقی ماندند و در بخش های منوط به جماعت های اسلامی بخش خودشان را با مدیریت عالی و تدبیر درست به پیش بردند. این وضع برای آنان این مفاد را داشت که دیگر از زیر چترها بیرون برآیند و در اجتماع با حفظ ایمان و تقوای شان تا میدان های بزرگ مبارزات اسلامی حضور رسانند.

زنان مبارز و مجاهد در این برهه از زمان علاوه از این که بخشی از مبارزات اسلامی را در کنار برادران شان به پیش بردند، به فراگیری علوم معاصر و فنون ارزشمند در کنار علوم دینی ارجحیت دادند و در واقع از استادی شاگردان گرفته تا نماینده گی پارلمان ها صعود کردند. زینب الغزالی الجبیلی – آن مادر رستگار و مبارز و زنان دیگری چون او در پهلوی برداران اخوان خود ایستادند و بخشی از تاریخ مصر را که اخوان تشکیل می دهد، در آن نقش بارز و محوری را ایفا کرد. از فعالیت های جسورانه و جانبازانۀ او و سایر زنان چون او گرفته الی رفتن به عقب میله های زندان و تعذیب و شکنجۀ سفاکان و هرزه دلان، تا نوشتن کتب و رسالات ارزشمند، از او شخصیتی متبارز و متواضعی را ثبتِ در تأریخ کرد.

این مبارزات زنان مسلمان در کنار مردان مسلمان تنها منحصر به مصر نیست و در دیگر بلاد اسلامی نیز زنان از خود فداکاری و ایثار گری را به جا گذاشته اند.

مریم فرحات که از او به خاطر بذل و بخشش و جود و کرمش نسبت به اسلام لقب خنسای فلسطین را بخشیده اند و به خاطر این که در راه آزادسازی فلسطین شش پسرش را کمر بسته و به جهاد مقدس علیه صهیونیست ها و یهودیان ستمگر و این قوم سرکش و منفور و مطرود… فرستاده که همه با اجساد مطهر و پاک شان بازگشتند، به ام نضال شهره شد که اسم یکی از فرزندان شهید شده اش نیز می باشد. او علاوتاً در جنگ ها هشت روزه و ۲۰ روزۀ غزه با آن که عضو پارلمان فلسطین بود، در کنار برادران مسلمانش از استعانت و کمک به آسیب دیده گان و زخمیان این جنگ ها، کوتاهی نکرد.

***

در انقلاب پرشکوه و با عظمت ملت مسلمان افغانستان در برابر قوای انگلیس در هجوم اولین آنان، زنان برای مجاهدان نان می پختند و در عبور سپاه دشمن از بازارها، سنگ و کلوخ و آب جوش را بر فرق و صورت ایشان می ریختند. همین گونه در جنگ دوم مجاهدین افغان و انگلیس که آنان در شیرپور چون پشته یی تلفات داده بودند، به روایت غبار، »زنان کابل وظیفه آب و نان رسانی مبارزین ملی را در قلۀ کوه ها به دوش گرفتند. دسته جات زن ها با کوزه های آب و بسته های نان، مثل آهو در سنگ لاخ های جبال می دویدند و جنگ آوران دلیر را تغذیه می نمودند. چهارصد نفر از زنان کابل در این وظیفه سهم گرفتند و ۸۳ نفر آنان در جنگ کوه آسمایی شهید شدند.«

در همین قیام ملت مجاهد افغانستان بر ضد انگلیس ها و دار و دستۀشان، به روایت از غبار، زهرا همسایۀ عبدالله که مراسم نکاح آنان پایان یافته بود، در عصرگاه آن روزِ جهاد مقدس، وقتی عبدالله وارد خانه گردید و مادرش به انگشت او حنا نهاد، عروس گفت: «مردان عاشقان و عارفان همه به جنگ »فرنگی« رفته اند و این جا عروسی عبدالله است. او با برداشتن اسلحه اش از خانه بیرون شد و به کاروان مجاهدان پیوست. و فردای آن روز جسد گلگون کفن او را آوردند و نزد مادر پیرش نهادند. عروس به مادر عبدالله گفت: گریه نکن من تا زنده ام در عوض عبدالله فرزند تو هستم. او تا هنگامی که از دنیا رفت، به نام عبدالله در آن خانه ماند و زنده گی کرد. همچنان ملالی در جنگ میوند پرچم لشکر مجاهدین که پرچمدار آن در این جنگ به شهادت رسیده بود را بلند کرد و نگذاشت که بر زمین بیفتد.

هنگام جهاد مردم مجاهد افغانستان بر ضد اتحاد شوروی، روایت ها و داستان هایی وجود دارد که بیشتر در اطراف زنان در کنار مردان علیه آنان مبارزه کردند، در مواردی به کمک برادران مجاهدشان شتافته اند، مسؤولیت تهیه و رسانیدن آب و غذا را برای مجاهدین به دوش گرفته اند و به کمک آسیب دیده گان و متضرران جنگ رسیده اند. در یکی از روستاهای کشور که مردم آن مانند سایر اقوام کشور مبارز و مجاهد اند، یکی از زنان مبارز و مجاهد آن روستا توانسته بر سه روس حمله ببرد و آن ها را بکشد و  سرنوشت خودش در آن هنگام نیز شهادت بوده است. زنان در هیچ برهه یی از تاریخ کشورهای اسلامی که حوادث و رویدادهای بزرگی رخ داده، از نقش برجسته و جسورانۀ شان هیچ گاهی شانه خالی نکرده اند.

ما برآنیم که در کشور ما برخی زنان جایگاه رفیع و والای خود را هنوز نیافته اند. جایگاه زنان را از طریق کانال های ترویج فحشا و فساد و الحاد و دین گریزی و دین ستیزی شنوا شده اند و به نقش متبارز و محوری شان هنوز پی نبرده اند. واقعاً اذعان می داریم که نقش زنان در اسلام از آن چه که امروز شبکه ها و نهادهای پخش بی باوری و شوراندن برخی زنان با اهداف و مقاصد شوم، در آن خصوص فعالانه و به طور خسته گی ناپذیر فعالیت دارند، به مراتب متفاوت است.

به امید این که در این بیداری بزرگ برای یافتن و پیدا نمودن جایگاه سترگ و بزرگ و وظیفۀ خطیر شان اهتمام بورزند و جایگاه و نقش بارز و برجستۀ شان را بازیابند و نسل دیگری از مبارزان را مثل گذشته و حال تقدیم جامعه نمایند.

نوشته‌های مرتبط


Top