قومی خواندن جنگ افغانستان دیدگاه و خواست کیست؟!

رامین شاهین    

پاکستان به عنوان دشمن دیرینۀ افغانستان جهت رسیدن به اهدافش دراین کشور از هیچ گونه حیله و نیرنگ دریغ نکرده همواره کوشیده است تا از هرطریق که بتواند افغانستان را در حد یک کشور بی ثبات، نا امن و ضعیف نگه داشته و اهداف خویش را در آن عملی نماید. در همین راستا برعلاوه سایر گزینه ها یکی هم دامن زدن و ایجاد اختلافات قومی، زبانی، مذهبی و سمتی بوده که بارها کوشیده مردم افغانستان را بجان هم انداخته و خود از این آب گل آلود ماهی مقصود بگیرد، که این کارشیوه را سیاست گذاران و دولت مردان پاکستان بخصوص گرداننده گان سازمان استخباراتی آن کشور (آی،اس،آی) که در این زمینه از تجارب و تخصص بالای برخوردار می باشد به گونه های متفاوت و از مجراهای مختلف به آزمایش گرفته اند که نمونه های بارز آن به گروگان گرفتن و سر بریدن تعداد از مسافرین ملیت هزاره توسط مزدوران شان در ولایت زابل در سال پار و یا هم حملات تروریستی زنجیره ای در اماکن مذهبی و مساجد اهل تشیع طی سال روان را می توان نام برد.

همچنان اظهارات و ابراز نظرهای سیاسیون آن کشور مانند پرویز مشرف نخست وزیر پیشین پاکستان که در یک مصاحبه با رادیوی بی بی سی با وقاحت اظهار داشته بود ”زمانی که هندوستان تاجکان شمال را در افغانستان تمویل و تجهیز می نماید ما مجبوریم از پشتون های جنوب و اقوام سرحدی افغانستان حمایت کنیم ” و یا هم شاهد خاقان عباسی نخست وزیر کنونی آن کشور زمانی که در نشست سالانه شورای امنیت سازمان ملل از طرف سران جامعۀ جهانی بدلیل حمایت از گروه های تروریستی و مداخله در امور افغانستان تحت انتقاد و فشار قرار گرفت با بیشرمی ابراز داشت ” که در افغانستان جنگ داخلی و میان خود افغان هاست بما کدام ربطی ندارد“ که همچو اظهارات و ابراز نظرها به گونه ای غیر مستقیم مداخله در امور افغانستان و تشویق مردم به اختلافات مذهبی، قومی، لسانی و سمتی بوده که از طرف آن ها به شکل ماهرانه طرح و تبلیغ می گردد .

اما خوشبختانه که مردم افغانستان با وجود همه کمی و کاستی های که دارند از یگانه نعمت خداوندی که هما نا اتحاد و اتفاق می باشد مستفید و برخوردار بوده در طول تاریخ و در ادوار مختلف دشمنان شان نتوانسته اند از این زاویه میان شان نفوذ نموده و به ایشان آسیب برسانند که یگانه راز موفقیت و پیروزی این ملت در برابر آزمون های تاریخی و تهاجمات متعدد دشمنان بدون شک همین شاخصه بوده که تاریخ بدرستی گواه آن است. اما متاسفانه که گه گاهی بعضی افراد و شخصیت های سرشناس از خود این سرزمین، که خود را رهبر بزرگ کشور می داند و خواب های زعامت کشور را می بیند، در گردهمایی رسمی حزبش،  بلندگوی دشمن قرار گرفته، نیات و اهداف دشمن را فریاد می زنند که بسا جای تاسف و مایۀ شرمساری می باشد.

در حالی َکه این جنگ قومی نه، بلکه جنگ ملی تمام افغان ها در برابر دشمن مشترک شان یعنی تروریزم وارداتی از سوی کشورهای متخاصم مانند پاکستان بوده و تمام ملت افغانستان از شمال و جنوب، شرق و غرب بطور متحدانه بار این جنگ را بدوش می کشند. چنانچه صدها تن از فرزندان بدخشی، کندزی و تخاری بخاطر دفاع از حیثیت و آبروی مردمان هلمند، کندهار و پکتیا جان های شیرین را از دست داده اند و صدها تن جوانان لغمان، ننگرهار، خوست و لوگر برای حراست از شرف و عزت مردمان بلخ، بغلان، سمنگان و جوزجان خون های پاک شان را ریخته اند. زمانی که دشمنان کور دل مسجد امام زمان را در خیرخانه ای کابل آماج قرار داد نخست از همه اهالی مناطق کارتۀ نو و هودخیل برای دادن خون به زخمیان شتافتند و زمانی که تروریستان مزدور اشتراک کننده گان مراسم جنازه سالم ایزدیار را هدف قرار دادند اولتر از همه جوانان غرب کابل برای اهدای خون پشت در شفاخانه ها صف کشیدند و به صد ها همچو موارد دیگر که ذکر آن ها در این نوشتار گنجایش ندارد .

 

پس با این همه همدیگر پذیری و از خودگذری ملت با هم برادر افغانستان، قومی خواندن جنگ افغانستان از طرف هر کسی که باشد جز نواختن شیپور دشمنان و رقصیدن به طبل آن ها چیزی دیگری نخواهد بود.

نوشته‌های مرتبط


Top