سعودی از گذشته فاصله می‌گیرد موقف جدید در برابر طالبان

وحید مژده

وقتی دولت عربستان سعودی در ۲۵ مارچ ۲۰۱۵ تصمیم گرفت تا با مداخلۀ نظامی در کشور همسایۀ خویش یمن، از نفوذ ایران در مرزهایش جلوگیری نماید، گمان نمی کرد که این جنگ سال ها به طول بیانجامد. ریاض امیدوار بود تا با ایجاد یک ائتلاف نظامی از کشور های سنی مذهب، به زودی بر مشکلات فایق آید و حکومت عبدربه منصور هادی را به اریکۀ قدرت در یمن بازگرداند.

جنگ میان نیروهای منصور هادی، حوثی های انصارالله و نیروهای طرفدار علی عبدالله صالح رئیس جمهور پیشین یمن این کشور فقیر عرب را بشدت درهم کوبید و به کشته و مجروح شدن صدها هزار تن انجامید.

اما تلاش های سعودی برای ایجاد یک ائتلاف نظامی در جنگ یمن به نتیجه نرسید و بار این جنگ بیشتر بدوش دو کشور سعودی و امارات متحدۀ عربی باقی ماند. در نتیجۀ سیاست های دولت سعودی به شدت تحت تاثیر دشمنی با ایران قرار گرفت که حامی مخالفین سعودی به خصوص شیعیان حوثی در یمن است. این مسئله موجب شد تا پادشاهی سعودی از بسیاری از کشور های اسلامی به خصوص آن هایی که با ایران روابط عادی دارند مایوس گردد.

سفر دونالد ترامپ به سعودی و تلاش سعودی برای همراه ساختن اکثریت کشورهای اسلامی با سیاست های امریکا بخش دیگری از این سیاست جدید سعودی علیه ایران است. سعودی در تلاش تضعیف ایران، قرارداد های بزرگ نظامی را نیز با امریکا به امضا رسانید و به شکل علنی با اسرائیل نزدیک شد.

سعودی که کشور های حاشیۀ خلیج فارس را از نظر سیاسی بخشی از قلمرو نفوذ خود می داند، از سیاست های مستقل قطر به خصوص رابطۀ این کشور با ایران ناراضی بود و به منظور ایجاد فشار بر دوحه، روابط خود با این کشور همسایه را قطع کرد و بعضی از کشور های دیگر از جمله امارات و بحرین نیز از سعودی تبعیت نمودند.

سعودی در توجیه این قطع روابط، قطر را حامی تروریسم خواند زیرا این کشور تعدادی از رهبران اخوان المسلمین را در کشور خود پناه داده و از جنبش حماس در فلسطین حمایت می کند. در تحولی جدید، بشاری بن مزعل الحربی سرپرست سفارت سعودی در کابل، طالبان را نیز یک گروه دهشت افگن خواند که از حمایت قطر برخوردار است.

وی در اشاره به حضور دفتر سیاسی طالبان در قطر گفته است که قطر رابطۀ طالبان را با کشورهای جهان و زمینۀ کمک و تمویل طالبان را فراهم می کند. قطر به نام مذاکرات سیاسی از طریق دفتر آنان در قطر، این گروه را تمویل مالی می کند و زمینۀ روابط میان ایران و طالبان را فراهم کرده است.

اگر به گذشته بنگریم، در آغاز به میان آمدن تحریک طالبان، دولت سعودی حامی مالی این گروه به شمار می آمد. زمانی که طالبان بر کابل مسلط شدند، سعودی یکی از سه کشوری بود که رژیم طالبان را به رسمیت شناخت اما از همان آغاز کار سعودی ها متوجه شدند که طالبان گروهی ناسازگار با شرایط بین المللی اند.

به نظر می رسید که سعودی ها در آغاز کار با حمایت از طالبان قصد داشتند تا از بازگشت نظام شاهی به افغانستان حمایت کنند و طالبان نیز ظاهراً می گفتند که قصد ساختن حکومت در افغانستان را ندارند. در ابتدا به این گروه به چشم زمینه ساز بازگشت ظاهرشاه به عنوان پادشاه به افغانستان دیده می شد و حتی بعد از اینکه طالبان حکومت خود را در کابل تاسیس کردند، تا مدت ها ”شورای سرپرست“ یک کابینۀ سرپرست را اداره می کرد و سرپرستی به این معنی بود که هنوز حکومت اصلی به میان نیامده است.

هرچند سعودی یکی از سه کشوری بود که رژیم طالبان را به رسمیت شناخته بود اما سفیر این کشور در افغانستان ”سلمان العمری“ در اسلام آباد مستقر بود. تلاش های سعودی ها در جهت متقاعد ساختن طالبان برای سپردن اسامه بن لادن به این کشور به نتیجه نرسید و روابط میان امارت طالبان و دولت سعودی به سردی گرائید.

بعد از سقوط رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱، دولت سعودی تعدادی از طالبان و هواداران طالبان در سعودی را دستگیر کرد و به زندان انداخت. در میان آنان مولوی عبدالحکیم معاون وزیر عدلیۀ طالبان، مولوی شبیراحمد نامزد سفیر امارت طالبان در ریاض و مولوی ضیاالرحمن مدنی والی لوگر طالبان شامل بودند. این افراد سال ها در زندان های سعودی بدون محاکمه و اعلام جرم باقی ماندند.

زمانی که در سال ۲۰۱۱ طالبان و امریکا توافق نمودند تا به منظور ایجاد تماس، دفتری در یک کشور خارجی داشته باشند، ملا محمد عمر گزینۀ سعودی را به این دلیل رد کرد که این کشور بعد از سال ۲۰۰۱ با طالبان دشمنی کرده بود و به جای سعودی کشور قطر که با سعودی در جهان اسلام درگیر نوعی رقابت نیز بود به عنوان محل استقرار دفتر سیاسی طالبان پذیرفته شد.

بعد از این که تمام روابط میان سعودی و هم پیمانانش در شورای همکاری خلیج فارس با کشور قطر قطع شد، محدویت های زیادی بر سفر اعضای دفتر سیاسی طالبان در قطر نیز به میان آمد. آن ها که قبلاً از طریق امارات، بحرین یا سعودی به کشور های دیگر مسافرت می کردند، اکنون مجبورند تا از مسیر ایران به خارج سفر کنند که به معنی نزدیکی بیشتر میان ایران و طالبان است.

اینکه سعودی قطر را متهم به نزدیکی روابط میان طالبان و ایران کرده است نیز بهانه ای بیش نیست. طالبان قبل از اینکه دفتر سیاسی شان را به قطر ببرند، با ایران در تماس بودند.

از سال ۲۰۰۱ به بعد یک تصور اشتباه این بود که سعودی طالبان را در جنگ علیه امریکا و دولت افغانستان کمک می کند و یا لااقل بر ارسال پول توسط حامیان گروه های جهادی در جهان تعزیرات جدی وضع نکرده است. ایرانی ها نیز در مورد رابطۀ طالبان با سعودی مشکوک بودند اما حقیقت این بود که سعودی در حد توان کوشش کرده بود تا مانع از رسیدن کمک های مالی بدست طالبان گردد.

هرچند اعلامیۀ طالبان در جواب اظهارات سرپرست سفارت سعودی لحنی نرم  دارد و این سخنان را غیرمنتظره خوانده است اما در شرایطی که سعودی درگیر کشمکش با ایران در سطح جهانی است، تصمیم جدید سعودی که اعلام نمود طالبان را به عنوان یک گروه تروریست می شناسد، موجب نزدیک تر شدن این گروه به کشور های مخالف سعودی خواهد شد.

در مورد نقش احتمالی ریاض در صلح افغانستان نیز تصور این بود که با توجه به نفوذ معنوی سعودی، این کشور خواهد توانست در این رابطه نقش مثبت ایفا نماید اما اکنون این راه نیز مسدود شده است.

از جانب دیگر این موضع سعودی می تواند نمایانگر نارضایتی ریاض از پاکستان نیز باشد. در گذشته سعودی و پاکستان متهم بودند که در به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان در سال ۱۹۹۶ باهم همکاری نزدیک داشتند. از آنجایی که تا امروز پاکستان متهم اصلی در کمک به طالبان در افغانستان است، این موضع سعودی نشان می دهد که این کشور از سیاست های گذشته فاصله می گیرد در حالی که از سال ۱۹۷۹ سعودی و پاکستان در قضیۀ افغانستان با هم همکاری نزدیک داشتند.

سعودی انتظار داشت تا پاکستان در جنگ یمن در کنار سعودی نقشی مهم به عهده بگیرد اما پاکستان که نمی خواست خود را درگیر کشمکش با همسایۀ خود ایران سازد، با قضیۀ یمن محتاطانه برخورد کرد. تروریست شمردن طالبان می تواند به این معنی باشد که سعودی پاکستان را نیز مانند قطر حامی تروریسم می داند. اگر قطر فقط مهماندار دفتر سیاسی طالبان است، پاکستان متهم به فراهم آوری کمک نظامی به طالبان است و این موضع سعودی می تواند به معنی فشار سعودی بر اسلام آباد باشد.

نوشته‌های مرتبط


Top