روز مادر

تکساری

روز ۲۴جوزا را روز مادر نام گذاری نموده اند. یک چنین نام گذاری و تجلیل در افغانستان در شرایطی برگزار می گردد، که بیشتر مصایب را در دنیای امروز؛ به ویژه زنان و کودکان کشور ما متحمل می گردند. هرچند پس از ادارۀ طالبان برای زنان فرصت های کاری در عرصه های اجتماعی و سیاسی داده شد و دختران کشور راهی مکتب ها و دانشگاه ها گردیدند و قانون اساسی کشور به زنان حق داد تا ۲۵ درصد زنان کشور در مجلس نماینده گان حضور پیدا نمایند و در تصمیم گیری های بزرگ حضور داشته باشند.

به همین منظور امروز زنان در ترکیب کابینه و در رده ها بلند رهبری کشور قرار گرفتند و با آن هم این مادران اند که مصایب و دشواری های زیادی را همه روزه به دوش می کشند. تا هنوز میزان مرگ و میر مادران در یک مقیاس بلند در کشور وجود دارد و بر زنان در ولایات و روستا ها ستم روا داشته می شود. این قشر مظلوم بیشترین آسیب ها را در نا آرامی های چند دهۀ اخیر به دوش کشیدند، زنان نه تنها قربانی حشونت ها و رسم و رواج های منحط و غیر اسلامی و انسانی در جامعه اند، بلکه این زنان اند که هر روز قربانی می دهند و به قشر آسیب پذیر جامعه تبدیل گردیده اند.

حتا گفته شده است که زنان نماد رنج، ظلم و بی مهری در جامعه است. زنان که نیم از جامعه را می سازند همواره مورد خشونت های استخوان سوز قرار می گیرند، روزی نیست که زنی در افغانستان با شیوه های غیر انسانی کشته و زخمی نگردند. فرهنگ و تفکر مرد سالار هنوز در جامعه حاکم است. هنوز کاربرد واژۀ سیاسر، عاجزه و ناقص العقل در مورد زنان زدوده نشده است.

پیامبر بزرگ اسلام ”صلی الله علیه وسلم“ فرموده است: ”هرکسی مالک غضب خود نباشد، مالک عقل خود نخواهد بود.“ بسیاری از مردان جامعۀ ما خشم و غضب خود را بالای زنان تجربه می کنند و زنان را مالک الرقاب خود می خوانند. قرآن کریم به زنان ارج فراوان قایل است. ”و لقد کرمنا بنی آدم“ به آدم که شامل زن و مرد می شود، عظمت و بزرگی بخشیده است. هر نوع روحیۀ زن ستیزی با شرعیت اسلامی و اخلاق انسانی و فطرت بشر سازگاری ندارد؛ بلکه انباشته از جهل، فقر، پائین بودن فهم و دانایی و عدم آگاهی از آئین مطهر اسلام ناشی می شود.

مرد فقط با بروز خشونت می خواهد، برتری خود را نسبت به زن نشان دهد، بلکه برتری میان زن و مرد فقط بر میزان خدمت گذاری و تقوا استوار است، نه مرد بودن و نه زن بودن. امروز حقوق و شخصیت زنان در زیر کابوس عنعنات ناپسند کوچک ساخته می شود، تا اکنون خِرد جمعی در کشور ما بر این باور نرسیده است که نیمی از قدرت تعقل، تفکر و اندیشه و کار سازنده گی متعلق به زن است. امروز زنان در بعضی از مناطق خرید و فروش می شوند، زنان اختطاف می گردند و تعدادی از زن ها در حالت بلا تکلیفی از سوی شوهران شان رها ساخته می شوند. امروز بارها شنیده ایم که زنان از سوی مخالفان دولت سربریده می شوند، سنگسار می شوند و مانع درس و تعلیم آن ها می گردند. قدرت طلبی بیش از حد مردها در خانواده ها، تسلط و فرمان روایی اقتصادی مردها در خانواده و اجتماع، قدرت بدنی و جسمی مردها موجب خشونت در برابر زن گردیده است. امروز ضرب و شتم، توهین و تحقیر از ساده ترین و ابتدایی ترین نوع خشونت در برابر زنان محسوب می شود. امروز چند میلیون انسان که زنان در آن شامل می باشند معتاد به مواد مخدر اند و میلیون های دیگر که شامل زن و مرد می گردند، معیوب و معلول اند و روزی نیست که جنازه های تازه درب خانواده های را نکوبد و تعدادی را در اثر انفجار و انتحار معیوب، زخمی و کشته نسازد. این ها همه در متلاشی نمودن نظام خانواده ها نقش داشته و هزاران خانواده در افغانستان، شهر ها و ولسوالی ها بدون سر پرست و نان آور به سر می برند که بیشترین مصایب این حوادث را زنان به دوش دارند. تداوم جنگ در حقیقت تداوم فروپاشی خانواده ها است.

پائین بودن فرهنگ عمومی جامعه، کمبود آگاهی مردان از حقوق زنان، بی سوادی زنان، عدم آگاهی زنان از قوانین، موجودیت فرهنگ مافیت در برابر ستم پیشه گان، بی تفاوتی ارگان های عدلی و قضایی در برابر حقوق زنان بر عوامل این خشونت های افزوده است. قانون محو خشونت علیه زنان هرچند در کشور نافذ است، اما این قانون به طور ملموس و عملی تطبیق نگردیده است. وزارت امور زنان نیز نه توانسته است کارهای مثمری را در جهت بهتر شدن احوال زنان انجام دهد. این وزارت فقط یک سلسله تبلیغات مقطعی را در مورد محو خشونت علیه زنان انجام می دهد، چند شعار و چند وجیزه که متعلق به حقوق زنان بوده باشد، در دیوار های شهر تعلیق می گردد و بس.

این وزارت نه توانسته است در جهت کار و اشتغال زنان را یاری رساند. این وزارت گاهی برنامه های سواد آموزی، گلدوزی، خیاطی و تولیدات کوچک شماری زنان را به نمایش می گذارد. در حالی که تولیدات زنان، کار های دستی زنان بازار فروش پیدا نه نموده است و زنان از این ناحیه بار ها صدای خود را بلند نمودند و به این معضل آن ها تا اکنون رسیده گی نشده است. طی یک یک ونیم دهۀ اخیر جای داشت که برای زنان بازار چه های کوچک در مرکز و ولایات ایجاد می گردید، تا زنان تولیدات و صنایع دستی خود را به راحتی به فروش می رسانیدند و این کار تا هنوز انجام نیافته است.

زنان از مناطق تفریحی مخصوص به خود در شهرهای بزرگ بی بهره اند. در اوضاع و احوالی که فرهنگ مرد سالاری بر اوضاع حاکم است، برای زنان مشکل خواهد بود که در تفریحگاه های مردانه حاضر گردند. جز باغ زنانه در شهر کابل که به آن رسیده گی چندان صورت نگرفته است، دیگر یک چنین تفریحگاهی که تعدادی از زنان بتوانند به آن مکان ها مراجعه نمایند، وجود ندارد.

۲۴ جوزا به عنوان روز مادر فقط حرمت گذاری به مادران کشور است و مادران افغانستان باید مرد حمایت، حرمت و احترام احاد جامعه قرار گیرند. حرمت گذاری در برابر مادران سطح بلند آگاهی ما را نشان می دهد. امید است که روزی این جامعه به این آگاهی دست یابد.

نوشته‌های مرتبط


Top