راهبرد جدید امریکا: رقابت با قدرت‌های بزرگ به‌جای مبارزه با تروریسم

وحید مژده

جیمز ماتیس وزیر دفاع امریکا اخیرا اعلام داشت که رقابت میان قدرت های بزرگ و نه تروریسم، تمرکز اصلی راهبرد امنیت ملی امریکا را تشکیل می دهد. وی گفت که ما با تهدید روزافزون از جانب قدرت های دیگر- از روسیه تا چین مواجه هستیم.

سخنان وی نشان از آغاز مسابقۀ تسلیحاتی جدید و یارگیری های جدید در سطح بین المللی از جانب امریکا دارد. او تاکید نمود که: ما اردوی خود را قوی تر خواهیم ساخت، به تقویت ائتلاف های سنتی خواهیم پرداخت، با شرکای جدید به منظور ایجاد ائتلاف های جدید در تعامل خواهیم شد و بنیادهای برتری خود را مستحکم تر خواهیم ساخت.

دراین سخنرانی خطاب به قدرت های دیگر کاملا تهدید آمیز بود آنجا که گفت: اگر ما را به چالش بکشید، بدترین و طولانی ترین روز تان را تجربه خواهید گرد!

در حالی که خود از تقویت نیروهای نظامی امریکا سخن می گفت، به قدرت های دیگر اینگونه پیغام داشت: با دیپلومات های ما کار کنید و فکر مقابله با وزارت دفاع ما را از سر بیرون کنید…

هدف اصلی راهبرد جدیدی که ایالات متحده از زبان جمیز ماتیس بیان می دارد در یک جمله خلاصه می شود؛ بنیادهای برتری امریکا به هر قیمت ممکن باید مستحکم تر شود تا هیچ قدرتی در برابرش مجال ایستادن نداشته باشد. امریکا باید قدرت اول باقی بماند!

در همسویی با این راهبرد، مایک پامپو رئیس سازمان استخبارات مرکزی امریکا (سیا) طی سخنانی در واشنگتن گفت: دولت فعلی امریکا ارادۀ قوی دارد تا روسیه را مهار نماید. وی گفت که روسیه در تحت زعامت ولادیمیر پوتین خواب بازگشت به دوران عظمت پیشین را می بیند.

در مورد چین نیز موقف امریکا بی پرده تر، سخت تر و دشمنانه تر است. هری هریس فرماندۀ نیروهای امریکایی در شرق دور می گوید: چین یک قدرت مخرب در منطقه است. امریکا مخالف ساخت جزیره های مصنوعی از طرف چین در دریای جنوب چین می باشد اما چین به این خواست امریکا توجهی ندارد.

این گونه رجز خوانی ها از جانب امریکا به وضوح نشان از آغاز رسمی جنگ سرد جدید است. جنگ سرد گذشته که بعد از جنگ دوم جهانی با اعلام دکترین ترومن برای مهار کمونیزم در جهان آغاز شد و تا فروپاشی اتحاد شوروی تا دسامبر ۱۹۹۱ ادامه یافت.

دراین دوره تلاش های امریکا برای مهار کمونیزم موجب شد تا رویارویی میان دو بلاک کمونیزم و سرمایه داری به بخش بزرگی از جهان از اروپای غربی گرفته تا شرق میانه و شرق دور گسترش یابد. این رویارویی به جنگ های خونین چون جنگ کوریا (۱۹۵۰-۱۹۵۳) جنگ ویتنام (۱۹۵۹- ۱۹۷۵) و بحران های سیاسی و کودتا های متعدد در کشورهای مختلف انجامید. ناتوانی روسیه از رسیدن به هدف در جنگ ده سالۀ افغانستان و عقب نشینی از این کشور برای اتحادشوروی بسیار گران تمام شد و فروپاشی این کشور را تسریع کرد.

فروپاشی اتحاد شوروی موجب شد تا امریکا به عنوان یگانه ابرقدرت در جهان قدعلم نماید. همانگونه که ارباتوف یکی از مشاورین گورباچف به نماینده گان امریکا در مذاکرات میان دو کشور گفته بود، روس ها ”بدترین خدمت“ را به امریکایی ها انجام دادند؛ آن ها امریکا را از داشتن یک رقیب در سطح بین المللی محروم ساختند.

امریکا که اکنون مبدل به یگانه قدرت برتر در دنیا شده بود، باید رقیب جدیدی را در جهان برای خود تعریف می کرد تا با آن بهانه به گسترش و تقویت هژمونی خود به عنوان رهبر دنیای یک قطبی می پرداخت. این رقیب جدید اسلام بود. جنگ با تروریسم که جانشین برنامۀ جنگ با کمونیزم گردید، در سال ۲۰۰۱ از حمله به افغانستان و سرنگونی رژیم طالبان آغاز شد.

جنگ علیه تروریسم به کشته شدن میلیون ها انسان و ویرانی چندین کشور اسلامی انجامید اما تروریسم نه تنها مهار نشد بلکه مبدل به یک چالش بزرگ بین المللی گردید. وضعی که سیاست های امریکا در جهان حاکم ساخت موجب عکس العمل هایی گردید که نتیجه اش به میان آمدن قدرت های منطقوی بود که خبر از به میدان آمدن رقبای جدید می داد.

به باور حاکمان قصر سفید، دیکتۀ سیاسی بر جهان نیازمند داشتن قدرت نظامی برتر است و امریکا اگر می خواهد هژمونی خود بر جهان را حفظ کند، باید دراین عرصه به هیچ رقیبی مجال برابری با خودش را ندهد. مصروفیت امریکا در جنگ با تروریسم موجب شد تا روسیه در صدد تقویت نفوذ خود در شرق اروپا برآمده و حتی در حوزۀ نفوذ امریکا در شرق میانه جای پایی برای خود بیابد. چین نیز با برنامه های اقتصادی بلند پروازانه در صدد است تا امپراتوری اقتصادی خود را خارج از قارۀ آسیا گسترش دهد و منافع حیاتی امریکا را به چالش بکشد.

راهبرد جدید امریکا یعنی دادن اولویت به رقابت با قدرت های دیگر به جای مبارزه با تروریسم به معنی تشدید مسابقات تسلیحاتی است که در جنگ سرد گذشته شاهد آن بودیم. در عین حال امریکا در تلاش آنست تا شرق میانه را همچنان در بحران نگه دارد و با ایجاد بحران های کنترول شده از یک طرف به کشورهای این منطقه سلاح بفروشد و از جانب دیگر سلطۀ اسرائیل را دراین منطقه تقویت نماید.

در جنگ سرد جدید نیز مانند جنگ سرد گذشته، قدرت های بزرگ با هم نخواهند جنگید، حتی برخورد نظامی امریکا با کوریای شمالی نیز بعید از امکان است. قدرت های رقیب از راه تشدید بحران در محیط های پیرامونی همدیگر و جنگ های نیابتی سعی در مهار نفوذ همدیگر خواهند نمود و استفاده از تروریسم حربه‌ای برای این کار خواهد بود.

تغییر این اولویت برای کشورهای شرق میانه به معنی دوام جنگ و بحران است اما پیامدهای این تغییر راهبرد برای افغانستان سنگین تر خواهد بود.

افغانستان کانون بحران در منطقه‌ای است که امریکا می خواهد در اینجا رقبای خود چون روسیه و چین را به چالش بکشد و بلندپروازی های آن ها را مهار نماید. بنا براین دوام بحران در محیط پیرامونی قدرت های رقیب پیامد طبیعی این راهبرد جدید امریکاست.

نوشته‌های مرتبط


Top