حملات خونین کابل بالای روان مردم تأثیر منفی گذاشته است

عنایت

طی روزهای اخیر، پایتخت کشور یک بار دیگر شاهد خونین ترین حملات دشمن و روزهای سخت و اندوه ناک برای مردم بود. صرف رخداد روز شنبۀ هفتۀ گذشته، ۱۰۳ شهید و ۲۳۵ زخمی برجا گذاشت که اکثریت قربانیان افراد ملکی بودند. درمیان شهداء نیروهای قهرمان امنیتی نیز شامل بودند. حمله بر فرقۀ ۱۱۱ در نزدیکی دانشگاه نظامی مارشال فهیم نیز تلفاتی را درپی داشت.

 حملۀ خونین جادۀ وزارت داخله توسط یک امبولانس، وسیلۀ‌ که همواره برای انتقال مریضان وکشته شده‌گان استفاده می شود و همواره مردم به آن به دید احترام و حرمت نگاه می کنند، صورت گرفت و مسؤولیت این جنایت بشری را طالبان وحشی که همواره به نیابت از دیگران در کشور می جنگند، پذیرفته اند. حوادث خونین درکابل از سوی مردم افغانستان و مراجع ملی و بین المللی محکوم شد. مقامات نهادهای امنیتی در یک نشست خبری حاضر شدند و از  جزئیات و چگونه‌گی این حمله‌ها از طریق رسانه ها به مردم گزارش دادند. آنان تأکید کردند که انتقام خون مردم را خواهند گرفت و عاملان را  به سزای اعمال شان خواهند رساند. درجریان توضیحات، یک مقام امنیتی گفت که مخالفان مسلح دولت در میادین جنگ به شکست مواجه شده اند، آنان می خواهند با خون ریزی بیشتر از مردم ملکی انتقام بگیرند. مقام دیگری امنیتی گفته است که افغانستان در حال پیشرفت است و پروژه‌های بزرگ اقتصادی دشمنان کشور را حسودتر ساخته و می خواهند با افزایش حملات نیات شوم و دشمنی خود را به نمایش بگذارند.  مقامات امنیتی می گویند که پشت سر هر حمله در کشور، استخبارات منطقه دست دارد. یک روز پس از رویداد جادۀ وزارت داخله، ارگ ریاست جمهوری با صدور اعلامیه‌ای ۸ دلو را ماتم ملی و ۹ دلو را رخصتی عمومی اعلام کرد.

حملات پی‌هم درکابل از سوی جهان محکوم شد. پاپ در واتکان، به مردم افغانستان غم شریکی و یک دقیقه سکوت نمود. برج ایفل در پاریس برای چند دقیقه خاموش شد. کشورهای دور و نزدیک حملات را محکوم نموده با مردم افغانستان اظهار غمشریکی نمودند.

رئیس جمهور اشرف غنی حاضر نشد، تا تلفن صدراعظم پاکستان را جواب بدهد و از او دراین مورد چیزی بشنود. اما دو روز بعد ویس احمد برمک وزیر امور داخله و معصوم استانکزی رئیس عمومی امنیت ملی را به پاکستان فرستاد تا در مورد حوادث اخیر با مقامات پاکستانی گفتگو کنند. هیئت در بازگشت از پاکستان در یک کنفرانس خبری در مورد سفر شان به رسانه ها وضاحت داده گفتند که آنان، اسناد و شواهدی را با خود بردند، تا به پاکستانی ها نشان بدهند که این حملات در پاکستان سازماندهی و از آن جا رهبری شده است و اینبار جانب پاکستان پذیرفته اند و در صدد پی گیری آن شده اند. قرار است امروز هیئتی بلند پایۀ پاکستان سفری به افغانستان داشته باشند و با مقامات کشورما روی موضوعات امنیتی و رویدادهای خونین اخیر در کشور، صحبت نمایند و بر همکاری ها میان دو کشور و تبادل اطلاعات به موافقه برسند.

اما خیلی ها بدین باور اند که این گونه شکایت ها باید با شورای امنیت، نهاد ناتو و کشورهایی که افغانستان با آنان قراردادهای امنیتی دارند، شریک ساخته شود، نه پاکستان. کشوری که مثل گرگ همه را می درد و با پیکر خونین نزد گرگ رفتن به هیچ وجه کار عاقلانه نیست.

حمله‌های اخیر کابل مردم را به لحاظ روانی سخت متأثر ساخته است. امنیت روانی در میان مردم وجود ندارد و در همه جا حرف برسر این است که آیا امیدی برای زنده ماندن برای فردا هست یا خیر؟.

خیلی ها وقتی از خانه بیرون می شوند، امیدی برای بازگشت کمتر دارند و با اعضای خانواده‌های شان خدا حافظی می کنند. زیرا که هیچ جایی امن نیست، امن ترین‌جای در کابل نا امن شده است. دشمنان می توانند به ساده گی  با عبور از ده‌ها کمر بند امنیتی خود را به نقاط گویا سبز و به شدت تحت پوشش امنیت قرارداده شده رسانیده و کربلای دیگر ایجاد کنند.

همین جادۀ وزرات داخلۀ سابق و هتل انترکانتی ننتال، از اماکنی  بوده اند که بسیار قیودات امنیتی وضع شده بود. من حد اقل  در هفتۀ یک یا دوبار از جادۀ وزارت امور داخله پیاده عبور می‌کردم، می دیدم که بازرسی وجود داشت و پرسان می کردند که کجا می روید و با کی کار دارید.

همین طور هوتل انترکانتی ننتال نیز زیر چتر شدید امنیتی قرار داشت. اما دشمن به ساده گی موانع را عبور می کند و وحشت آفرینی می نماید. این نشان می دهد که در نهادهای امنیتی کشور ضعف های فراوان کشفی و استخباراتی وجود دارد. نهادهای امنیتی نمی توانند وظایف خود را به درستی انجام بدهند. این درحالی است که مردم خواهان استعفای مقامات بلند پایۀ امنیتی شده اند، اما آنان با دیده درایی می گویند که در کشور از ما کرده آدم های فعال و لایق پیدا نمی شود!

بارها از ستون پنجم در  درون نهادهای امنیتی و حکومت افغانستان شنیده‌ایم، این ستون خطرناک مثل ویروس پیکر حکومت را می مکد، اما برای تنقیح و خشکانیدن آن نه تنها کاری صورت نمی گیرد، بلکه آبیاری، حمایت و رهنمایی نیز می شوند. پس با این وضع نا بسامانو آشفتۀ که ما داریم، هیچ امیدی برای زنده ماندن درکشور نیست. خدا می داند که فردا و پس فردا نوبت چه کسانی خواهند بود که با هزاران امید مثل گروهی از پرنده‌ها، بال‌های شان می شکند و به زمین می افتند و مقامات کشوری با خیال راحت در پشت کاخ های به شدت محاصره شده، به حال مردم می خندند.!   

نوشته‌های مرتبط


Top