به بهانۀ تجلیل از هفتۀ کتاب ضرورت جدی به فرهنگ مطالعه و کتاب در افغانستان

عبدالعلی‌کوهی/استاد دانشگاه کابل

هفتۀ آخیر ماه ثور به نام روز کتاب نام گذاری شده است. در آغاز این هفته وزارت اطلاعات و فرهنگ اتحادیۀ سراسری ناشران و کتاب فروشان افغانستان، خانۀ ادبیات کودک، گویته انستیتوت در شهر کابل از کتاب تجلیل نمودند و نمایشگاه های از سوی این ناشران و کتاب فروشان برگزار گردید، تا جوانان و افراد کتاب خوان به این نمایشگاه ها دعوت گردند. این کار به هدف فرهنگ کتاب خوانی در میان جوانان صورت می گیرد، تا فرهنگ کتاب خوانی به یک عمل روزمره گی در میان آنان تبدیل گردد.

طی سال ها اخیر بیشترین کتاب، مجله، رساله و روزنامه و هفته نامه در افغانستان نشر و بخش و کتاب های زیادی نیز از طریق ترجمه به شهروندان و قشر کتاب خوان ما عرضه شده است. طی سال های اخیر در بخش معرفی ادبیات، شعر و نقد یک سلسله تلاش هایی از سوی جوانان تحصیل کرده، فرهنگیان، استادان دانشگاه ها و خارج دانشگاه ها صورت گرفته است، که در نحوۀ خود یک کار شایسته و بایسته است.

بیشترین کتب که طی سال های اخیر در حوزۀ افغانستان چاپ، نشر و نوشته شده است. کتاب های تاریخی، سیاسی، خاطره نویسی و نقد و نظرها در مورد حاکمیت های گذشته بوده است و جوانان بیشتر علاقه گرفتند تا این گونه کتاب ها را بدست آرند و خود را با آن سرگرم سازند. باید گفت که تعدادی از این گونه کتاب ها با بی طرفی کامل نه تنها نوشته نشده؛ بلکه ذوق و سلیقۀ نویسنده ها در این گونه کتاب ها وجود داشته است و این کتاب ها هیچ گاه مورد نقادی دقیق و مو شگافانه قرار نگرفته است.

کتاب و نوشته از گذشته های دور بدین طرف موثر ترین روش های داد و ستود دانش ها و تبادل آگاهی های سودمند بوده است و انسان ها تلاش نمودند تا شاخه های دانش را ایجاد و به دیگران انتقال دهند. زنده گی همه اش جنگ، خاطره نویسی و بلند پروازی های حاکمان زمان نیست، بلکه انتقال تجارب انسان ها با یکدیگر است. امروز تسلط بیشتر و بهتر به اصول نیکو گفتن و زیبا نوشتن از نشانه های فضل و کمال انسانی گفته شده است.

ملت های که یاد می گیرند، آراسته تر می گویند و بی آراسته تر می نویسند. رهایی از آشفته گی از ذهن و زبان کمال پیشرفت انسانی است. از قدیم گفته اند، آنچه در نوشته ماندگار است، همان نوشته است نه گفتار شفایی. حکایتی که تاریخ تبری از اصفهانی می نماید تا هنوز ورد زبان ما است که روزی عبیدالله ابن زیاد بر شاعر (عبدالله ابن مفرغ) به خشم می آید و بعد از نوشانیدن دوای مسهل به کوه و برزنی بصره می گرداند و اطفال بصره در قفای شاعر این سخنان را زمزمه می کنند:

این چیست، این چیست، این چیست؟ و شاعر که در یک محیط عربی زنده گی می نماید، می گوید: که آب است و نبیذ است و عصارت زبیب.

این کلمات شعر گونه از قرن های است که ورد زبان ادب شناسان فارسی قرار گرفته و باور ها بر این است که این کلمات موزون نخستین شعر فارسی می باشد. این کلمات توسط نوشته تا اینجا بدون کم و کاست به نسل های چندین قرن بعد انتقال یافته است و مانند دیگر حکایات از هزار و یکشب، کلیله و دمنه، هزار افسانه و دیگران.

انسان ها دوران زیادی را سپری نمودند تا توانستند، بنویسند. اگر انسان ها نمی توانستند بنویسند، بخشی اعظمی از دانش ها و تجارب شان نا پدید می گردید. مهارت نگارش از میراث گران سنگ جامعۀ بشری است، که در دوره های مختلف زنده گی از خود بجا گذاشته است. در نگارش طرح اندیشه ها و انتقال افکار فرصتی است که دیگران را در آن تجارب شریک می سازد و به دست آوردن این تجربه ها از طریق کتاب و نوشته گنجی است که بدون رنج به دست می آید.

اگر بخواهیم سطح فراورده های فکری یک ملت را به ارزیابی بگیریم، بدون شک نوشته های ماندگار آن ها را ملاک قرار می دهیم. امروز دامنۀ علوم و شاخه های آن نسبت به هر زمان دیگر گسترده تر شده است و برای هر دانش شخصیت های نیاز است که به خوبی بتوانند افکار خود را در این زمینه های بنویسند و به دیگران انتقال دهند.

طی سال ها اخیر تمایل و علاقۀ جوانان کشور ما به کتاب خوانی کمرنگ شده است، درحالی که ملکۀ کتاب خوانی در کودکی در میان آن ها به وجود آید. به همین مناسبت است که امروز بخش مهم ادبیات جهان را ادبیات کودک تشکیل می دهد که در افغانستان بسیار کمرنگ است، به جز چند موسسۀ داخلی و خارجی که در این عرصه در افغانستان کار و فعالیت می کنند و کتاب های مطابق ذوق اطفال را چاپ و در کودکستان ها به هدف ترویج فرهنگ مطالعه در میان اطفال توزیع می نمایند، دیگر فعالیتی در افغانستان در این زمینه وجود ندارد.

باید روحیه و فرهنگ مطالعه در میان دانش آموزان از صنوف اول- شش با چاپ کتاب های عام فهم و قصه که در آن روحیۀ وطن دوستی، مهربانی و دوست داشتن برجسته گی داشته باشد، تربیه گردند. خواندن یک چنین کتاب ها برای کودکان ما بسیار مفید است.

تصویر های خوب، نقاشی های مناسب و رنگ آمیزی کتاب های کودک آن ها را می توانند با روحیۀ کتاب خوانی نزدیک سازد. وقتی کودک با روحیۀ کتاب خوانی و مطالعۀ بزرگ گردد، این روحیه در جوانی و بزرگ سالی به سراغ اش می آید و همواره با کتاب و مطالعه سر و کار خواهد داشت. در یک نمایش‌گاه کتاب که در کتاب‌خانۀ مرکزی دانشگاه کابل برگزار گردیده بود، حضور جوانان در این نمایشگاه کمرنگ بود.

جوانان ما نسبت به هر زمان دیگر با کتاب و کتاب خوانی بی علاقه اند و کمتر پول را در این راه به مصرف می رسانند. این دانش آموزان فقط به همان کتاب های درسی تخصصی و مسلکی و لکچر نوت ها اکتفا می کنند و کمتر سر به کتاب فروشی ها می زنند، تا کتابی را فرا چنگ آرند و آن را مطالعه نمایند.

در عوض تمام تلاش های جوانان و نوجوانان به تلفن های هوشمند، انترنت و شبکه های اجتماعی است، که کمتر مواد مفید و خواندنی را از آن بدست می آورند. تعدادی جوانان به کار های بیهوده و غیر مفید در شبکه های اجتماعی مصروف اند. وقتی به شاگرد مکتب وظیفه داده شود، به این شبکه ها مراجعه می کنند و آن مواد را کاپی و در اختیار معلم خود قرار می دهد که این کار می تواند روحیۀ مطالعه و کتاب خوانی در میان جوانان را محدود سازد.

هر قدر انترنت و شبکه های اجتماعی سراسری و همه گانی گردد، هیچ گاه جای کتاب و مطالعه را گرفته نمی تواند. فرا گیری املا، انشاء و خوش نویسی فقط از طریق کتاب و مطالعه به دست آمده می تواند و بس. ما وقتی جوانان خود را به مطالعه و کتاب خوانی تشویق کرده می توانیم که با چنین روحیه از کودکی بزرگ گردند و خانواده علاقه مند به کتاب و مطالعه داشته باشند. در بسیاری از خانواده ها دیده می شود که با وجود زنده گی مرفۀ مادی هیچ قفسۀ کتاب در خانۀ آن ها وجود ندارد.

با چنین روحیه، ما نمی توانیم یک نسل کتاب خوان و اهل مطالعه داشته باشیم. ما در آیندۀ افغانستان به یک نسل کتاب خوان و اهل مطالعه نساز داریم و نیاز جامعۀ پیشرفته است، که جوانان با چنین روحیه بزرگ گردند. هر نوع اعمال و فروگذاشت ما را به یک جامعۀ سنگ دل و نا مهربان در آینده تبدیل خواهد کرد. باید جای تفنگ، بی مبالاتی و زورگویی را در افغانستان، کتاب پُر کند؛ زیرا کتاب برای ما فرهنگ اصل همزیستی باهمی و نوع دوستی را یاد می دهد، که ما به آن نیاز شدید داریم.

نوشته‌های مرتبط


Top