به‌بهانۀ میلاد باسعادت پیامبر رحمت و آزادی

دلاور نسیمی


محمّد بن عبدالله – صلوات الله علیه و سلامه – نوزادی که با تولدش نه‌تنها خانوادۀ عبدالمطلب و بنی هاشم؛ بلکه قریش را  نیز سعادت نصیب شد و امیدمندشان ساخت؛ امّا با رسالت و بعثت‌شان، بشریّت را چنان خوشی و سعادت نصیب کرد که دل‌ها و قلب‌ها به آن مَحبّت جست. ملّت‌ها به فرمان وی روی آوردند. کشورها و شاهان، نه‌تنها عَلَم آزادی را برافراشتند؛ بلکه با جبینِ باز، از دین و کیش وی و برنامه‌اش استقبال و تقدیر کردند. در پایان این رهبر بزرگ بشریّت، میراث‌دار اخلاق، عزّت، عِلم، ادب و سیاست شناخته شد.

وی قبل از آنکه چشم به هستی باز نماید. یادش در تورات آمده بود و زبان‌زد عام و خاص گردیده بود. محبّتش قبل از تولدشان، در دل‌های امّت‌های گذشته، با اوصاف بس والایی جای داشت. همه چشم امید به میلاد آن رهبر امیدبخش و  فخرآفرین دوخته بودند. سرانجام در سال ۵۷۱ م، چشم به هستی گشود و دنیا از وجود مبارک منور گشت. ولادتش مایۀ گنج و آرامش خاطر و آسایش زنده‌گی، مادر و دایه‌اش و کسانی‌که در کودکی‌ با آن حضرت – صلی الله علیه وسلم-  بودند، پرنور ساخت. از این‌رو تاریخ او را به‌عنوان سرچشمۀ خیر و برکت یاد می‌کند و در این مورد سخن از آنان است که اوّلین‌بار هرکسی چشم بر جمال و سیمای مبارک می‌نمود. چنان احساس می‌کرد که در پیشگاه جمالی مبهوت‌کننده قرار دارد که از هرجهت بی‌مانند و بی‌نظیر است. این حقیقت اعتراف و اذعان اجماع تاریخ را دارد و همه بر آن معترف‌اند. از این‌رو با این همه بزرگی، پس چگونه می‌توانم از این شخصیت بزرگ، امام و پیشوا، منجی و رهبر و رهنمای رهبران بشریّت، سَبُک و ساده گذشت.

مشکل است که چیزی بنویسم. طبعاً که قلمم، آهِ عجز و ناتوانی بلند کرده، یارای نوشتن را برآنچه که مناسب شأن و جایگاه وی است، کما حقه نداشته و نمی‌تواند ادا کند؛ امّا بنده از عاشقان و محبّان آن حضرت‌، چون دیگر شیفتگان مکتب وی، عاشقانه و متواضعانه، آنچه در توان دارم، رخ سوی این یار و محبوب خود کرده، دل به ناگفته‌های خود با کلمات غلتیده و افتیده سرنخ سخن را چنین باز می‌کنم:

خداوند تبارک و تعالی در قرآن‌کریم می‌فرماید: «محمّد – صلی الله علیه وسلم – فرستادۀ خداست.» این فرستادۀ خدا در زنده‌گی از جانب عموم مردم و بشریّت، به‌عنوان بزرگ‌ترین مرد تحوّل‌آفرین در تاریخ بشریّت معرّفی شده‌است که در جمع صد مرد تأثیرگذار، کتابی‌است که از جانب یک نویسندۀ غیرمسلمان نگارش یافته‌است. مقام نخست و سرآغاز شناسایی این مردان بزرگ تاریخ را با اختیار و قضاوت نویسندۀ کتاب «یکصد مرد تأثیرگذار در تاریخ» به حضرت محمدّ – صلی الله علیه وسلم – ارجاع داده شده‌است که این‌طور نوشته‌اند. «قراردادن محمّد – صلی الله علیه وسلم- در رأس فهرست مؤثرترین شخصیت‌ها ممکن است برای برخی از خواننده‌گان شِگفت‌آور و برای گروهی دیگر پرسش‌برانگیز باشد؛ امّا واقعیت این است که در طول تاریخ، محمّد – صلی الله علیه وسلم – تنها فردی‌است که به‌طور همزمان در هردو زمینۀ دین و حکومت بیشترین موفقیت را داشته‌است.» (میشل / ۲۷)

همچنان «آنه ماری، شیمل»، بانوی نویسندۀ غربی‌است که این هم در کتاب خود به‌نام «محمّد، رسول خدا» چنین می‌نویسد: «محمّد آخرین نفر از سلسلۀ طولانی انبیاء که آغازشان آدم ابوالبشر است، پیامبری‌است که آخرین دین وحیانی را آورد، جامع همۀ ادیان آسمانی سابق است و در عین‌حال اصول کلّی آن‌ها را با همان خلوص آغازین‌شان از نو بیان کرده‌است..» (شیمل / ۳)

استاد سعید حَوّی، دانشمند شهیر و پرآوازۀ جهان اسلام، در کتاب خود به نام «الرّسول» آخرین فرستادۀ خدا می‌نویسند: «حضرت محمّد – صلی الله علیه وسلم – کامل‌ترین خَلق خداست و او کسی‌است که خدا او را برگزیده‌است؛ زیرا خداوند او را از بهترین استعدادها برخوردار و رسالت را بر او وحی نمود و او را در کردار عالی و جمال اخلاق، توفیق بخشیده‌است..» (حوّی / ۱۴)

با این همه بزرگی که در شأن و جایگاه آن حضرت – صلی الله علیه وسلم – است. دانشمندان گفته‌ها و نوشته‌های زیادی دارند که این گفته‌ها را مولانا جامی – رحمه الله علیه – در شعر خود این‌چنین به تصویر کشیده‌اند:

او فصیــح عالَـم و مـن لال او

کی توانم گفت، وصف حال او

انبیاء در وصف او حیران شدند

سرشناسـان نیز سرگردان شدند

در وصف و اوصاف نیکِ آن حضرت – صلی الله علیه وسلم- تمام بشریّت، چه موافقین که پیرو اویند و چه مخالفین که پیرو آن حضرت – صلی الله علیه وسلم-  نیستند، بارها خامه تر کرده و سخن گفته‌اند و در مدح و ستایش وی، کتاب‌ها نگاشته‌اند و سخن‌سرایان و شاعران نیز او را به ستایش گرفته‌اند. چنان‌که امیر خسرو دهلوی، با شیرین‌زبانی که دارند، می‌گوید:

حُسْن یوسف، دَم عیسی، ید بیضا داری

آنچه خــوبان همـه دارند، تو تنها داری

در مورد پیامبرِ رحمت و آزادی، شاعران فارسی‌زبان، شعر و سروده‌های زیادی سروده‌اند؛ امّا در این‌جا لازم می‌بینم که به آیات روح‌بخش الهی در مورد آن – سرخیل خوبان – توجّۀ خواننده‌گان را جلب نمایم و حقّا که از این نگاه می‌باید توجّه صورت گیرد.

کلام دلنواز ربّانی در ستایش و توصیف آن معلّم دلسوز بشریّت، فخر آدم و عالم، خطاب ماندگار داشته و می‌فرماید:

«و راستى که تو را خویى والاست؛ یعنی تو ای پیامبر – صلی الله علیه وسلم- صاحب اخلاق بلند و عظیم هستی.» [القلم/ ۴]

این پیام الهی به این معنی است که مقام و جایگاه پیامر عظیم‌الشأن اسلام از همه کرده بالاتر و والاتر است که این بلندمقامی در یک تیوری محض خلاصه نمی‌گردد؛ بلکه این تیوری، عملی را تقاضا می‌کند که تمام جوانب زنده‌گی عملی وی را نیز در بردارد. به همین خاطر است که خداوند – جل‌جلاله- خطاب به مؤمنان، با صیغه‌های امر، در آیات متعددی، مردمان را به فرمان‌برداری‌اش که بار رسالت را به دوشش گذاشته‌اند. در سورۀ نساء آیۀ ۵۹ چنین می‌فرماید:

«اى کسانى‎که ایمان آورده‏اید، خداوند و پیامبر را اطاعت کنید.»

یعنی اطاعت و فرمان‌بری او را خداوند، مشروط بر فرمان‌برداری خویش قرار داده‌است که در سورۀ نساء آیۀ ۸۰  این‌گونه ارشاد می‌فرماید: «هرکس از پیامبر فرمان بَرد، در حقیقت خدا را فرمان برده‌است.»

حتّی به حدی هم خداوند – جل‌جلاله- این اطاعت را به‌گونه‌ای جدی‌تر و صریح‌تر خطاب کرده‌است که اطاعت و فرمان‌برداری، مَحبّت و دوست‌داری آن حضرت – صلی الله علیه وسلم – را یکی از اصول بنیادین اسلام خوانده‌اند؛ زیرا محمّد فرستادۀ خداست و آنچه که وی به‌عنوان شرع به ما آورده‌اند، از جانب خداوند است. او تعالی در این مورد در آیات مبارکۀ  ۳ و ۴ سورۀ نجم می‌فرماید:

«پیامبر از هوای نفس سخن نمی‌گوید، آنچه که او می‌گوید، جز وحی که بر او نازل شده، چیز دیگری نیست.»

و در  سورۀ احزاب، آیۀ ۴۰ پروردگار می‌فرماید:

«محمّد پدر هیچ یک از مردان شما نیست؛ ولى فرستادۀ خدا و خاتم پیامبران است و خداوند همواره بر هرچیزى داناست.»

نام پیامبر (محمّد) در آیۀ فوق به‌گونۀ ستایش‌آمیز آمده‌است و حق تعالی خود بر وی درود و تحیّات فراوان فرستاده‌اند و ما را نیز به ستودن پیغمبرش، محمّد – صلی الله علیه وسلم – فرمان داده‌اند که در سورۀ احزاب آیۀ ۵۶ آمده‌است: «خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى‏فرستند، اى کسانى‌که ایمان آورده‏اید، بر وی درود بفرستید و به فرمانش به‌خوبى گردن نهید.»

فیلسوف بزرگ شرق علامه اقبال – رحمه الله علیه – در یکی از سروده‌های شیرینش چنین می‌گوید:

چون به‌نام مصطفی خوانم درود      

از خجالت آب می‌گردد وجود

عشق مـی‌گوید که ای محکوم غیر       

سینۀ از بتـــان مـــانند دیر

تا نـداری از محمّـد رنگ و بـو             

از درود خــود میالا نام او

این مقال کوچک را به‌عنوان گلدسته‌ای از اوصاف پیامبر به‌مناسبتِ میلاد پیامبر، با تمام کمی و کاستی‌های ادبی و نوشتاری که دارد، از صدق دل و اخلاص بر هدف تجدید میثاق و تعهد بر ادامۀ راه او (صلی الله علیه وسلم) هدیه می‌کنم.

حقیقت اینکه سخن‌گفتن و نوشتن، در مورد پیامبر – صلی الله علیه وسلم – بسان بحر بی‌کرانی‎است که هرکس می‌آید و از آن بحر به قدر رفع تشنگی‌اش می‌نوشد و می‌بردارد؛ طبعاً که آدمی از گرفتن تمام آب، بازهم، از چنین بحری حتماً عاجز می‌ماند. بجاست که بگویم سخن‌گفتن و نوشتن در مورد پیامبر اسلام، نیز به همین مثال صدق می‌کند که آن را پایانی نیست. به همین‌رو هرقدر که نویسنده‌گان در موردش بنویسند، بازهم تمام نمی‌شود.

کتاب وصف تو را آب بحر کافی نیست

که تر کنم سرانگشت و صفحه بشمـارم

طوری که در آغاز ذکر کردم، زنده‌گی و ابعاد شخصیت پیغمبر خدا حضرت محمّد – صلی الله علیه وسلم- به اقرار و شهادت همه نویسنده‌گان اعم از عرب و عجم، در تاریخ بشریّت، به‌عنوان بزرگ‌ترین انسان تحوّل‌آفرین انقلاب توحید (یکتاپرستی) به‌دنبال ابراهیم بت‌شکن شناخته شده‌است.

این فرستادۀ مقبول آفریدگار، چنان توحید را در میان انسان‌ها ریشه‌دار ساخت که عقل‌ها بدان رهنمون شد. روح و روان و صورت‌ها با هم همسویی یافت. فکر و اندیشه‌ها آزادی حاصل کرد. انسان‌ها را از خیال‌بافی‌های که همیشه در تخیل روزگار به‌سر می‌بردند، بیدار ساخت و چلنج عمل‌گرایی و تجربه‌پسندی را با زمزمه‌های وحی آسمانی در ذهن و فکر بشریّت آبیاری کردند. از این‌رو پیامبر بهترین و والاترینِ الگوهاست، انصاف همین که وی تنها الگوی بی‌نظیر است و بس.

بشریّت در طول تاریخ زنده‌گی خویش، بین نمودها و واقعیت‌ها فاصله‌ای زیادی را مشاهده کرده‌اند، چه بسیار کسانی در تاریخ بشری بوده‌است که قول و عمل‌شان یکی نبوده‌است. طبعاً که ادّعاهای‌شان با حقیقت‌شان فاصله داشته و سرِ سازگاری ندارد، می‌باید که آرمان‌ها و گفته‌ها همسان واقعیت‌ها و عمل‌ بوده باشد. بجاست که بگویم: فقط پیامبران الهی بوده‌اند که بشریّت را به‌سوی برترین قله‌های کمال فرا خوانده‌اند. این‌جا که سخن از محمّد مصطفی است. تنها او را از میان همه می‌توان به‌عنوان بهترین الگوی زنده‌گی اختیار کرد. زیرا اختیار این الگوی بزرگ بشریّت، مایۀ سعادت هر فردِ پاک‌سرشت و با انصاف بوده و می‌باشد.

در پایانِ این‌مقال؛ از خداوند بزرگ مسئلت دارم که ما را در پیروی از مسیر درست آن سرور آزاده‌گان ثابت‌قدم نگه‌دارد.

و «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل».

نوشته‌های مرتبط


Top